آیینه پژوهش
(١)
كتابخانه هاى اسلامى و تبليغات فرقه اى - استلهورن مکنسن روث
١ ص
(٢)
تفسيرى عرفانى از قرآن - باخمن پيتر
٢ ص
(٣)
سيرى اجمالى درسيره نگارى پيامبر اسلام در غرب - کريمى نيا مرتضى
٣ ص
(٤)
پژواكى از سروش قلم - مهدوى راد محمدعلى
٤ ص
(٥)
نخستين شيخ الاسلام قزوين ، پايتخت صفويه1 ؛ تحليلى از رساله العقد الحسينى - استوارت دون جى
٥ ص
(٦)
نگاهى به تصحيحِ الفرقة الناجية - محمدى فشارکى محسن
٦ ص
(٧)
نگاهى به ديوان ملك الشعراى بهار - بابايى رضا
٧ ص
(٨)
دبستان واعظين و گلستان ناظرين - عاطفى حسن
٨ ص
(٩)
ملاغلامرضا آرانى و كتاب جوامع الكلم و معادن الحكم - موحدى محب عبدالله
٩ ص
(١٠)
تكوين و تكامل تفسير در نخستين سده هاى اسلامى - کريمى نيا مرتضى
١٠ ص
(١١)
معرفى هاى اجمالى -
١١ ص
(١٢)
معرفى هاى گزارشى -
١٢ ص
(١٣)
مجله هاى پـژوهشى -
١٣ ص
(١٤)
سير ترجمه در ايران و معرفى كتاب - ناجى نصر آبادى محسن
١٤ ص
(١٥)
نگاهى دوباره به نقد كتاب كلمات عليّه غرّا - سپاهانى مسعود
١٥ ص
(١٦)
اخبار -
١٦ ص
(١٧)
اخبار
١٧ ص

آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٥ - نگاهى دوباره به نقد كتاب كلمات عليّه غرّا - سپاهانى مسعود

نگاهى دوباره به نقد كتاب كلمات عليّه غرّا
سپاهانى مسعود


در شماره ٦٦ مجله وزين آينه پژوهش, نقدى بر كتاب كلمات عليّه غرّا١ به چاپ رسيد٢ كه در نوع خود نمونه شگفتى از نقدهايى است كه ـ شايد على رغم ميل منتقد ـ نه تنها كمكى به نويسنده و خواننده كتاب مورد نقد نمى كند, بلكه موجب سردرگمى خواننده نيز مى شود. چنان كه مى دانيم, كلمات عليّه غرّا در حدود هفتاد سال قبل به اهتمام كوهى كرمانى به طبع رسيده بود و در چاپ حاضر, همان چاپ قديمى اساس قرار گرفته و نسخه ديگرى در دسترس مصحح نبوده است. روش مصحح بدين گونه بوده است كه هرگاه كلمه اى را كه در نسخه چاپى قديم وجود داشته, كاملاً غلط دانسته و آن را در متن تغيير داده, در پاى صفحه با قيد (چ:) اصلِ كلمه غلط يا مغشوش را ذكر كرده است تا خواننده بداند كه واژه تغيير يافته چه بوده است. اما هرگاه ضبط نسخه چاپى قديم را تغيير نداده ولى كلمه ديگرى را با احتمال و ترديد مناسب تر دانسته است, صرفاً آن كلمه پيشنهادى را همراه با علامت (؟) در پاى صفحه آورده است. مثلاً مصحح در بيتِ
صيقلِ ياد مرگ چون جوشن
كند آئينه دلت روشن
با نهادن عددى بر روى كلمه (كند) در پاى صفحه نوشته است: (دارد؟) يعنى آيا كلمه (دارد) بهتر نيست؟ ولى منتقد محترم بى توجه به اين نكته به بحث در باب درستى كلمه (دارد) كه به تصور ايشان در نسخه اساس وجود داشته, پرداخته است.
در برخى موارد نيز مصحح چون درباره پيشنهادهاى خود ترديد كم ترى داشته به جاى استفاده از علامتِ (؟) از علامت (ظ:) يعنى ظاهراً, استفاده كرده است كه منتقد گرامى اين موارد را نيز به عنوان ضبط نسخه اصلى تلقى كرده و به بحث در باب صحت و ترجيح آن پرداخته است. مثلاً در بيتِ
مرد دانا ز قول دلاله
خنده اى زد چو غنچه بر لاله
مصحح پيشنهاد خود را كه عبارت است از (غنچه لاله), به جاى (غنچه بر لاله) در پاى صفحه به اين صورت آورده است: ظ: غنچه لاله. اما منتقد اين پيشنهاد را هم به عنوان ضبط نسخه اصلى تلقى كرده و در باب ترجيح آن به بحث پرداخته است. همه موارد ديگر به جز چند موردى كه جداگانه به آن ها اشاره خواهيم كرد, از همين مقوله است. شايد علّت ديگر اين سوءتفاهم ـ علاوه بر كم توجهى منتقد به برخى علائم رايج در تصحيح متون ـ از نوعى نارسايى و ابهام در توضيح مصحح نيز ناشى شده باشد. مصحح در مقدمه كتاب به اجمال اين نكته را بيان كرده است و شايد همين اجمال به سوءتفاهم انجاميده باشد.
اصولاً بايد به اين نكته نيز توجه داشت كه اين كتاب كه به شاعرى منسوب است و يك بار نيز به هر حال قبلاً چاپ شده است, به لحاظ تصحيح متن چندان بحث و دشوارى اى ندارد و ظاهراً اهتمام اصلى مصحح نيز در مقدمه و تعليقات كتاب بيش تر نمود يافته و مسائلى همچون صحت انتساب كلمات عليّه به مكتبى شيرازى و برخى تعابير و اصطلاحات خاص شاعر كه گاه به فهم متون ديگر و حتى برخى ابيات حافظ كمك مى كند, با موشكافى بررسى شده است.
در باب مقاله مذكور چند نكته كم اهميت نيز لازم به يادآورى است:
١. منتقد گرامى در سرآغاز سخن خود, ضمن اشاره به ترديد برخى محققان در باب انتساب كلمات عليّه به مكتبى شيرازى, به كتاب بهار و ادب فارسى ارجاع داده اند; در حالى كه اين مطلب با ارجاع به همين كتاب ملك الشعراى بهار عيناً در مقدمه مصحح بر كلمات عليّه (ص٢٧) آمده است.
٢. در بيتِ
ره دو شد در ميان دشت سياه
همچو در نيمه شب سپيد و ماه
[در مقاله مزبور (سپيد) غلط چاپى است], عبارتِ (سفيده ماه) را كه در نسخه اساس آمده, درست دانسته اند; اما همچنان كه منتقد گرامى نيز توجه داشته اند, شاعر داستان دو شاهزاده را باز مى گويد كه در سفر بوده اند و در ميان دشت سياه و تاريك به دو راه متمايز و روشن برمى خورند. در واقع, شاعر اين دو راه روشن را كه در دل دشت سياه و تاريك پديدار شده است به دو شئ نورانى تشبيه كرده است كه در دل شب تاريك جلوه گر شوند. اين دو شىء نورانى عبارتند از سپيده و ماه كه آن دو راه به آن ها تشبيه شده است; همچنان كه دشت سياه نيز به شب تاريك مانند شده است. ظهور سپيده و ماه در دل شب و نيمه شب نيز تأكيدى است بر همين تقابل و تفاوت سياهى و روشنى دشت و آن دو راه.
٣. درباره بيتِ
عاقبت گشت شاهيش روزى
يافت آن دولت شباروزى
گفته اند كه (بايد شبانروزى بوده باشد.) اما تركيب (شباروزى) در متون كهن فراوان به كار رفته است و در اين جا نيز اشكالى بر آن وارد نيست.
٤. درباره بيتِ
هركه او را شكستگى كم تر
در بقاى وجود محكم تر
نوشته اند: (در نسخه چاپى (نسخه اساس) به جاى او را, را او آمده; توجه به راى فكّ اضافه همين وجه اخير را به صواب نزديك تر مى گرداند.) راى فكّ اضافه در ضبط پيشنهادى مصحح كه در متن قرار گرفته: (هركه او را) ديده مى شود, ولى ظاهراً ضبط نسخه اصلى كه در پاورقى آمده: (هركه را او) از مقوله راى فكّ اضافه نيست. البته در توجيه اين ضبط مى توان به اين نكته توجه كرد كه در نثر و شعر فارسى دوره هاى متأخر چنين ناپيراستگى ها و دور شدن از فصاحت قدما چندان غريب نيست.
٥. درباره انتساب منظومه روشنايى نامه به شاعرى به نام (بختيارى) كه مصحح با استناد به بيتى از آن منظومه (بر اوراق زمان شد يادگارى/ مگر تو كاربندى بختيارى) سعى در اثبات آن داشته است, گفته اند كه چون شاعر در اين بيت و بيت هاى قبل به صيغه مخاطب سخن گفته, نمى تواند خطابش به خودش باشد. اما بايد توجه داشت كه تجريد نفس و مخاطب قرار دادن خود در شعر همه دوره ها سابقه فراوان دارد و همچنين اگر در اين بيت مخاطب شاعر را كسى غير از خود او بدانيم, قيد (مگر) غيرقابل توجيه خواهد بود. شاعر مى گويد (بنابر نظر مصحح) اين پندها و سخنان نيكو نوشته شد و به يادگار ماند, شايد كه ـ يا اميد است كه ـ تو اى بختيارى آن ها را به كار بندى. نظر منتقد در صورتى مى توانست درست باشد كه به جاى قيد (مگر), كلمه (اگر) در بيت آمده بود.
٦. در بيتِ
چون كه كشتى سه ماه راه بريد
به سر يك جزيره اى برسيد
مصحح در پاى صفحه به جاى كلمه (بر سر يك), كلمه (به كنار) را پيشنهاد كرده كه همچون موارد ديگر منتقد با اين تصور كه (به كنار) در نسخه اساس بوده است, به بحث در باب درستى و ترجيح آن پرداخته است. اما شايد بتوان گفت كه همان شكل موجود در متن يعنى (به سر يك) درست باشد; زيرا احتمال تبديل (به كنار) به (به سر يك) بسيار بعيد است و اصولاً اين عبارت مى تواند از زبان محاوره عصر شاعر وارد شعر او شده باشد.

پاورقي: ١. مكتبى شيرازى, كلمات عليّه غرّا, مقدمه, تصحيح و تعليقات محمود عابدى, تهران, ميراث مكتوب, ١٣٧٨. ٢. احمدى دارانى, على اكبر, (گل صد برگ باغ مرتضوى, نگاهى به كلمات عليّه غرّا), آينه پژوهش, سال١١, ش٦, بهمن و اسفند ١٣٧٩.