آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨ - نگاهى به كتاب صرف و نحو كاربردى - پيروزفر سهيلا
نگاهى به كتاب صرف و نحو كاربردى
پيروزفر سهيلا
صرف و نحو كاربردى, سيد احمد امام زاده. ١(٢«١), ٢(٢«١), ٣, دانشگاه پيام نور, انتشارات متون درسى, ١٣٧٥, وزيرى.
تدوين و نگارش كتاب هاى درسى در ميان آثار مكتوب از اهميت و حساسيت ويژه اى برخوردار است. هرچند در نگاشتن و تدوين, تساهل به هيچ روى روا نيست و استوارنويسى اصل و بنياد پژوهشهاست, اين نكته قطعاً در كتاب هاى درسى حتميت و ضرورت بيشترى دارد.
آنچه اكنون مورد گفتگو است, كتابى است سودمند و كارآمد كه براى تدريس در دانشگاه پيام نور تدوين شده است. مؤلف در ساماندهى كتاب بحق رنج كشيده و در ساده سازى مطالب و سهل الوصول ساختن قواعد و هر چه بيشتر كاربردى كردن كتاب كوشش شايسته به كار بسته است. كتاب براساس سرفصل هاى ارائه شده از سوى وزارت آموزش عالى تنظيم شده و نظم معمول در كتاب هاى كهن مانند (الفيه) در آن رعايت نشده و بحث ها و قواعد صرف و نحو از هم جدا نشده است.
ويژگى هاى كتاب را
١. سبك كتاب به زبان عربى روان, ساده و سهل الوصول است. مؤلف كوشيده است مباحث را به گونه اى طرح كند كه براى آنان كه صرف و نحو دوره دبيرستان را گذرانده اند, كاملاً فهميدنى و دريافتنى باشد.
٢. مؤلف ابتدا قواعد را مى آورد و پس از توضيح و تبيين قواعد, مثال هايى را بازگو مى كند, تا دانشجو با درنگريستن در مثال ها قواعد را بيابد و ورزيده شود.
٣. در گزارش ها مثال ها اگر امثال از قرآن كريم گزينش شده باشد, ابتدا مثال هاى قرآنى را آورده اند و آنگاه ديگر مثال ها را….
٤. درس ها به گونه اى تنظيم شده است كه در هر درس دانشجو با تعدادى از واژه هاى نو آشنا شود اين واژه ها بيشتر از آيات قرآن و متون كهن و نو برگزيده شده است.
٥. مؤلف پس از آنكه قواعد نحوى و صرفى را شرح مى دهد و بدان گونه كه آمد تبيين مى كند, اشعار مشتمل بر اين قواعد را از (الفيه) ابن مالك گزارش مى كند. از آن روى كه اين قواعد به گونه مختصر و گويا و در قالب نظم در آن كتاب گزارش شده است, به دانشجو در فراگيرى قواعد و از بر كردن آن يارى مى رساند و در ذهن سپارى قواعد سودمند خواهد افتاد.
٦. مى دانيم كه دروس دانشگاه پيام نور غير حضورى است و دانشجويان امكان دسترسى به استادان محترم را بجز ساعتى چند در طول ترم ندارند, از اين جهت حل تمرين ها در كلاس ها عملاً امكان پذير نيست, از اين رو مؤلف تمام تمرين هاى پايان درس ها را حل كرده است, تا دانشجو ابتدا خود تمرين ها را حل كند و آنگاه با كتاب بسنجد و از استوار و نااستوارى كار خود آگاه گردد.١
٧. دسته بندى و تفكيك مطالب, جدول هاى كارآمد و سودمند, گزيده نگارى و دورى از استطرادهاى ملال آور را نيز مى توان بر امتيازات كتاب افزود.
بدين سان روشن است كه كتاب, اثرى است سودمند و در آموزش كارآمد. اين بنده ضمن تدريس كتاب به نكاتى برخوردم كه بيشتر در حدّ سهوالقلم و ترك اولى است و به هيچ وجه به معناى كاستن از ارزش تلاش هاى سودمند جناب دكتر سيد احمد امام زاده نيست. اين يادآورى ها كه اميد است در چاپ هاى بعدى به هرچه پيراسته تر شدن كتاب يارى رساند, بواقع اين پاسخى است به نگاشته استاد در مقدمه كتاب كه با فروتنى نوشته اند:
(با توجه به اينكه كتاب در مدت بسيار كوتاهى با وجود اشتغال زياد نوشته شده است, نگارنده هيچ ادعايى ندارد كه تأليفش عارى از عيب و نقصى است…) استاد پس از اين از خوانندگان و مدرسان خواسته اند كه وى را با انتقادهاى سازنده و پيشنهادهاى دقيق يارى رساند.
كتاب صرف و نحو كاربردى٢
ج اول صفحه٤: آنگاه كه اوزان فعل ثلاثى مزيد مطرح گرديده نوشته اند:
(تَفَعَّلَ, يَتَفَعَّلُ, تَفَعُّلاً) مثال: تبارك الذى نزّل الفرقان على عبده ليكون للعالمين نذيرا.
يُنَزِّلُ من السماء ماءاً فيحيى به الأرض بعد موتها
معلوم است كه اين دو مثال, مربوط به وزن فَعّل, يُفَعِّل, تفعيلا است.
و در صفحه٥ مرقوم فرموده اند: ما زيد على حروفه الأصليه, حرفان و يأتى على ابواب أشهرها: استفعل, يستفعل, استفعالاً… بديهى است. در اين باب بر حروف اصلى, سه حرف افزوده شده و حروف زايد آن عبارتند از: همزه, سين, تاء.
در ص١٦: در پاسخ به التدريب الرابع نوشته اند: انتثرت باب انفعال است, در حالى كه اين فعل به باب افتعال رفته و سه حرف اصلى آن (نثر) است. از اين رو نون جزو حروف اصلى است.
در ص٢٠: در پاسخ به التدريب الحادى عشر نوشته اند: يميتُ بر وزن يُفعل مصدرش (ايمات) است. همين مطلب عيناً درباره (أماتَ) ذكر شده و مصدرش (ايمات) عنوان شده است. اما مصدر يميت, اِموات است كه حركت واو به ميم نقل داده مى شود و واو به الف تبديل و به دليل التقاء دو ساكن حذف مى شود, آنگاه به جاى حرف عله در آخر مصدر تاء افزوده مى گردد, لذا تبديل به (اِماته) مى شود.
در ص٣٥: مصدر ميمى از فعل (مشى) را (مشية) نوشته اند, در صورتى كه (مشى) مى شود.
در ص٩٧ نوشته اند: دعا به باب افتعال اوتَعى مى شود كه تبديل به ادّعا شده است, در حالى كه دعا اگر به باب افتعال برود اوتعى مى شود كه پس از ابدال تبديل به (إدّعا) شده است.
در جلد دوم از همين كتاب ص١٦ در پاسخ به التدريب الرابع كه خواسته شده عمل اسم فاعل معين شود, در مثال (أنا كاتب الرسالةَ لأخى) نوشته اند: كاتب عملَ الفعل اللازم. در حالى كه با توجه به مثال, كاتب مانند فعل (يكتب) كه متعدى است, عمل نموده و مفعول به (الرسالة) گرفته است.
در همان تدريب, اشاره اى به كلمات العاقل, تارك و نائم كه اسم فاعلند, نشده است.
و در ص١٩, در پاسخ به التدريب العاشر شماره٩, نوشته اند: اطعت والديّ فوالديّ مطاع:
والديَّ مثنى است كه به جهت اضافه شدن به ياء متكلم, نون حذف شده, پس خبر آن مطاعان صحيح است. در همان صفحه, التدريب التاسع كه مشتمل بر ٦ تمرين است, اصلاً پاسخى داده نشده و از قلم افتاده است. در ص٣٥, (لكلِّ صبّارٍ شكور) صبّار را به عنوان صيغه مبالغه معرفى نموده اند, ولى اشاره اى به كلمه مشكور كه يكى ديگر از صيغ مبالغه است, نشده است.
در ص٧٨: نوشته شده: حكم العدد من ٣ الى ١٠, تقديم المعدود و يتأخّر المعدود عن العدد كه منظور يتقدم العدد و يتأخّر المعدود… است.
در ص١١٦,بكم توماناً اشتريتَ هذا الكتاب؟ كم استفهاميه, بعدش مجرور است, لذا بكم تومانٍ صحيح است.
البته به خصوص در دو مورد اخير احتمال اشتباه چاپى مى رود و چون مؤلف براى چاپ و انتشار كتاب ها كمى عجله كرده اند, خطاى چاپى در كتاب, بسيار فراوان به چشم مى خورد مخصوصاً در حركت گذارى برخى آيات كه اميد است در چاپ هاى بعدى دقت لازم مبذول گردد, براى نمونه چند مورد ذكر مى شود:
صرف و نحو٢ قسمت دوم (لويجدون ملجأً أو مغارات أو مَدخلاً لولّوا…) مُدَّخلاً درست است.
ص٣٠٩ صرف و نحو كاربردى٣ (ولقد صَرَفنا فى هذا القرآن) لقد صَرَّفنا صحيح است.
صرف و نحو٢ قسمت اول ص٨٥ (أنَّ تصوموا…) أن تصوموا… صحيح است.
(قل إنَّ اللهُ…) إنَّ اللهَ صحيح است.
در ص١٢٢, أكرم كذا و كذا مجتهداً, أكرم فعل امر مبنى على السكون و الفاعل ضمير مستتر تقدير(هو) روشن است كه فاعل ضمير (أنت) است.
در ص١٢٥, كم يوماً صمتَ؟ كم فى محل الرفع مبتدا, البته (كم) در اين جمله جانشين مفعول فيه و در محل نصب است.
در ص١٨٥, براى موارد وجوب كسر همزه إنّ نوشته اند: بعد از ألا, الاستفتاحيه نحو:
ألا أحبُّ الذين إنّهم مجدّون فى اعمالهم.
معلوم است كه إن بعد از اسم موصول (الذين) به كار رفته, نه ألاى استفتاحيه.
در ص٢١٠, براى عمل لاى نفى جنس مثال زده اند, لا رجلَ فى الدارِ, لا رجلانِ فى الدار….
ـ اسم لاى نفى جنس اگر مفرد باشد مبنى است على مايُنصَبُ به, لذا لارجلين فى الدار صحيح است.
در ص١٥٣, التدريب الثانى, شماره ٥,٩, ماى مشبهه بليس مى تواند عمل كند چون تقديم خبر ـ اگر شبه جمله باشد ـ مانع عمل نيست و در مورد شماره٨, حاجزين خبر ماى مشبهه بليس است, لذا (ما) عامله است نه مهمله, از اين كتاب به همين چند مثال اكتفا مى كنيم.
كتاب صرف و نحو كاربردى٣
ص٢٩١ درباره اعراب (وما ادراك مايومُ الدين) نوشته اند أدراك فعل مضارع و فاعله ضمير مستتر تقديره (هو). ادراك فعل ماضى است.
در ص٢٨٤, فكُبكِبُوا فيها هم والغاوون… كه قرار است موكِّد و موكَّد و اعراب مؤكَّد معلوم شود,نوشته اند:
واو موكَّد و (هم) موكِّد, واو: فى محل الرفع لأن الموكَّد فاعل.
كَبكبوا فعل مجهول است و واو نائب فاعل مى باشد.
در ص٢٧٤, در مورد جمله الوَلَد المؤمن يحترمُ والديه نوشته اند: يحترم والديه (جمله حاليه) است. روشن است كه اين جمله خبريه است,
و در همان صفحه نوشته اند: اُعدَّت, فعل ماضى مجهول است كه ضمير مستتر (هى) نائب فاعلش مى باشد. در حالى كه ايشان فعل را معلوم فرض نموده اند و فاعل ضمير مستتر (هى) برايش ذكر نموده اند.
در كتاب صرف و نحو كاربردى١ قسمت دوم, صفحه٢٢٣ اعراب آيه شريفه جزاء سيئةٍ سيئة مثلُها نوشته اند: (مثلُ) خبر مرفوع به ضمه.
در اين جمله سيئة, خبر است و مثلُها صفة آن است.
در صفحه٢٢١ در مثال المهاجرُ من هَجَر السيئات, هجر را خبر گرفته اند, در حالى كه هَجَر صله موصول است و محلى از اعراب ندارد, خبر اين جمله اسم موصول (من) است.
در ص٢١٦ نوشته اند: فتيان فاعل و مرفوع, علامة رفعه واو. بديهى است ـ كه علامت رفع فتيان الف است.
در ص١٢١ (متى نصرالله) ذكر شده و در مورد اعراب متى در صفحه٢٢٢ در بخش پاسخ ها چنين آمده: متى: مبتدا. روشن است كه متى در اينجا حرف است و محلاً منصوب و شبه جمله خبر مقدم مى باشد و نصرُالله مبتداى مؤخر است.
در بسيارى از موارد تمرين ها بسيار تكرارى و ساده است كه دانشجو را خسته و كسل مى كند, براى نمونه در بخش نواسخ, حروف مشبهه بليس, ٣٢ تمرين آورده اند و از دانشجويان خواسته اند تا حروف مشبهه بليس را معين نمايند. همچنين در بحث (نعت) نزديك به ٤٠ تمرين داده اند كه نعت و منعوت و نوع نعت معين شود, اين در حالى است كه در باب افعال قلوب و دو حكم الغاء و تعليق, حتى يك نمونه تمرين آورده نشده است.
اميد است استاد گرامى دكتر سيد احمد امامزاده, با مطالعه اين صفحات, حمل بر جسارت ننمايند.پي نوشت:
١. اين ويژگى ها را بر پايه مقدمه مؤلف با اندكى تغيير و تفصيل آورديم.