آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٠ - گزارشى از يك كتاب - سلطانى محمدعلى
گزارشى از يك كتاب
سلطانى محمدعلى
غنا, موسيقى, به كوشش رضا مختارى, محسن صادقى. چاپ اوّل, ١٣٧٦, نشر مرصاد, مركز تحقيق مدرسه ولى عصر, ٨٠٠ص, وزيرى.
موسيقى و دين دو مقوله ديرپا در زندگى بشرند, موسيقى كمى پس از آغاز زندگيِ انسان, زندگى را آغاز كرده و شناخته شده است و دين از زمان هاى بسيار كهن سايه خود را بر جان و جسم بشرى افكنده است. دين چه زاييده فكر و خواست بشرى باشد و چه مائده آسمانى, وقتى با زندگى انسان عجين گشت, رنگ و بوى بشرى گرفت. از اين روى دين و موسيقى دو مقوله انسانى اند و هر دو حاوى نوعى تجربه. گاه بازو در بازو و بال در بال هم نهاده بر زندگى انسان سايه مهر افكندند و زمانى روى از هم دركشيده از در قهر و نزاع درآمدند و در اين جدال يا موسيقى به طنازى و عشوه گرى حريف را از ميدان به در برده و روح لطيف انسانى را به نيكى و يا زشتى دربند گيسوان خود كشيده است و يا دين چين بر جبين افكنده, چنان بر موسيقى خشم گرفت كه روح زيبا خواه انسانى را در فلك الأفلاك آداب و سنن زندانى كرد.
اين قهر و آشتى و همدلى و ناهمدلى تنها در حوزه اديان نبود; حتى در مذاهب كه اعضاى خانواده يك دين به شمار مى آيند, نيز چنين قهر و مهر و لطف و بى لطفى ها به فراوانى ديده شده است. در سويى عارف و صوفى از ناى نى بانگ اذان مى شنيدند و از آهنگ تار قد قامت نماز عشق! و در سوى ديگر زاهد متشرع از اوّلى صفير خشم آتش دوزخ و از دومى طنين گرز متوليان عذاب! و زمانى مى شد كه عارفى متعبّد و متشرعى صاحبدل در عين پاس حريم آداب شرع از نواى نى و طنين تار صداى آشنا مى شنيد.
اين جنگ و صلح و قهر و آشتى را همان گونه كه آغازى نامشخص است, پايانى ناپيداست. همواره بود و خواهد بود; چون مفسر دين و موسيقى انسان است و فكر انسان در چنبره محيط و شرايط زندگى است و محيط زندگى هميشه دست خوش تحوّل و تغيير! بنابراين هر عصر و زمانى را سازى نو و هر انسان را در هر زمانى به مقتضاى آن آوازى تازه خواهد بود. پژوهش و مطالعه اين داستان هميشه براى انسان سودمند و همواره زنده است. بويژه اگر قرائْتى تطبيقى بين آن دسته از انديشه هايى باشد كه ساز آشتى بين دين و موسيقى مى نوازند و آن گروه كه بر طبل جنگ و درگيرى بين آن دو مى كوبند. اگر اين مطالعه و پژوهش فراگير و در گستره تمام اديان باشد, كارى كارستان است و اگر در چنين وسعتى انجام نگرفت در چهارچوب مذاهب يك دين بايد سامان يابد وگرنه دست كم ديدگاه هاى گوناگون در درون يك مذهب را بايد مورد پژوهش و تحقيق قرار داد.
در ده هاى اخير كه حكومت اسلامى بر پايه مذهب تشيع در ايران تحقق پيدا كرد و فقه شيعه ملموس تر با مقوله هاى زندگى بشرى درگير شد و به طور جدّ به پاسخگويى فراخوانده شد, زخم كهن مشروعيّت و نامشروعيّت موسيقى دوباره سر واكرد و فقه را سخت به تكاپو واداشت و نزاعى درخور بين فقيهان سنت گرا و نوانديشان واقع نگر درگرفت. رويكردى در درس هاى حوزه هاى علميه به اين مسأله پيدا شد و در نشريه ها و مجلّه ها, مقاله هايى تحرير گشت. استدلال ها از هر دو سوى همان استدلال هاى كهن بود و غالباً براى هر دو گروه موضوع كلافى سر در گم! از اين رو پس از بيست سال همچنان پرسش ديرپا بى پاسخ مانده است و روا و ناروايى موسيقى در پرده ابهام!
چند سال قبل مركز تحقيق مدرسه ولى عصر(عج) به پيشنهاد جناب مختارى در شماره سوم مجله آينه پژوهش در سال ١٣٦٩ در زمينه (ضرورت احياء ميراث فقهى) پاسخ مثبت داده و اوّلين مجموعه اين طرح را كه به نام (ميراث فقهى) است, با عنوان (غنا و موسيقى) با مسؤوليت شخص مختارى و با همكارى تعدادى از فاضلان حوزه علميه قم به منصه ظهور رسانيده است. اين عنوان در واقع بازخوانى همان نزاع كهن است كه اين بار براى كمك به خروج از اين نزاع مبهم و تنها به قاضى رفتن فقيهان و صاحب نظران هر دو گروه, آثار به جاى مانده از طرفداران هر كدام از دو نظريه, روا و ناروا بودن موسيقى را يكجا در اختيار پژوهشگران قرار گرفته است.
مختارى و همكارانش با آنكه به اهميت تاريخچه غنا و موسيقى واقف بوده و نوشته اند كه (توجه به تاريخچه غنا و موسيقى از آن جهت كه در فهم روايات صادر شده از خاندان وحى(ع) دخيل است, ضرورت دارد. بدون آگاهى از چگونگى هاى غناى رايج در عصر معصومان(ع) نمى توان دقيقاً مشخص كرد كه سخنان اين بزرگواران اشاره به چه نوع غنايى است) ولى هدف خود را بيان تاريخچه موسيقى قرار نداده اند, بلكه تصريح كرده اند كه (هدف ما در اين مجموعه نه بيان تاريخ موسيقى است و نه موسيقى نظرى و علم موسيقى بلكه تمام همت مصروف رسائل و آثارى است كه جنبه هاى فقهى غنا و موسيقى را ـ اعم از تشخيص موضوع يا حكم ـ عهده دار بودند.)
مصحّحان و ارائه كنندگان اين مجموعه كار خود را درباره موسيقى و غنا در شش بخش تنظيم كرده اند. در بخش اوّل كه تفصيلى ترين بخش هاست و دو مجلّد را به خود اختصاص داده است. تعداد بيست و هشت رساله مستقل فقهى را به ترتيب تاريخ وفات تصحيح و تنظيم كرده اند و اين تعداد, بخش بجاى مانده از چهل رساله اى است كه فقيهان پيشين نوشته اند, البته دو رساله ديگر از اين مجموعه را بنا به دلايلى به بخش دوم منتقل كرده اند.
رساله نخست از اين مجموعه به نام (رسالة فى تحريم الغنا) از محقق سبزوارى صاحب كفاية الأحكام و متوفاى ١٠٩٠هـ.ق. است و آن را آقاى على مختارى بر پايه پنج نسخه از سيزده نسخه به دست آمده از رساله تصحيح كرده است. كار سترگ محقق سبزوارى درباره موسيقى و غنا در تأليف اين كتاب نيست, بلكه در راه انداختن غوغاى بحث غنا و موسيقى و مسأله روز ساختن اين مبحث در عصر صفوى با نگاشتن رساله ديگر است كه نسخه اى تاكنون از آن يافت نشده, ولى بر پايه گزارش ردّيه نويس همان عصر وى در رساله مفقوده پاره اى از گونه هاى موسيقى و غنا را از دايره حرمت بيرون كرده بود. ولى در اين رساله دايره استثنا را بسيار تنگ گرفته و تنها به اقرب به واقع شمردن اباحه در مجالس عروسى خالى از مردان و بدور از سخن باطل, بسنده كرده است.
رساله دوم در اين بخش تنبيه الغافلين و تذكير العاقلين از شيخ على عاملى درگذشته ١١٠٣هـ.ق است كه توسط آقاى حسين شفيعى بر پايه سه نسخه تصحيح شده است. شيخ على عاملى بنا به گزارش بعضى از مورخان اين رساله را در رد نظريه محقق سبزوارى نوشته است. گرچه خود به نام طرف خطاب اشاره نمى كند ولى انگيزه (تسطير اين كلمات) را پيدايش بدعتى مى داند كه مطلق غنا را حرام نمى شمارد (صفحه٦٨).
رساله سوم به نام (رسالة فى الغناء) از آثار شيخ حر عاملى درگذشته ١١٠٤هـ.ق و به تصحيح و تحقيق آقاى رضا مختارى است. از اين رساله يك نسخه بيشتر به دست نيامده است. گويا شيخ حر عاملى آن را با توجّه به آرا و مطالب فيض كاشانى و محقق سبزوارى نگاشته است و يا جوّ به دست آمده از نظريه محقق سبزوارى در خصوص جواز غنا در قرائت قرآن كه خود به اين جوّ اشاره كرده و مى نويسد:
(اين رساله پاسخ بعضى از دوستان درباره شبهه اى است كه بر ذهن بعضى از مردم اين روزگار آمده است) (ص١٠٩).
رساله چهارم از سيّد محمد هادى ابن سيّد محمد ميرلوحى درگذشته ١١١٣ به نام (اِعلام الأحبّاء فى حرمة الغناء فى القرآن والدعاء) به تصحيح محسن صادقى است و چنان كه از نام آن پيداست, ناظر بر همان فتواى مستند به محقق سبزوارى است. رساله فارسى است و بر پايه دو نسخه از پنج نسخه شناسايى شده از رساله تصحيح شده است. رساله يك مقدمه, پنج فصل و يك خاتمه دارد.
رساله پنجم به نام مقامات السالكين از آثار محمد بن محمد دارابى زنده در سال ١١٣٠ است كه به زبان فارسى و به تحقيق سيد جعفر نبوى در اين مجموعه آمده است. اين رساله قبلاً توسط محققى ديگر تصحيح و نشر يافته است, ولى آقاى نبوى تصحيح ياد شده را كافى ندانسته و ضرورت كار ديگر بر روى اين رساله را تشخيص داده و آن را بر پايه دو نسخه خطى تصحيح كرده است. نويسنده رساله گويا از عارفان بوده و ضمن تصريح به حرمت غنا در پاره اى از مصاديق آن تشكيك كرده و كار قاريان قرآن و ذاكران عصر خود را خارج از غنا شمرده و آن را نيكو دانسته است.
رساله ششم: از سيد ماجد بحرانى زنده در ١١٥٢ به نام ايقاظ النائمين و ايعاظ الجاهلين است كه آقاى على مختارى آن را تحقيق كرده است. تحقيق بر پايه سه نسخه از هشت نسخه شناسايى شده انجام گرفته است.
نويسنده از معتقدان به حليّت موسيقى جز در موارد خاص است و فتوا به تحريم مطلق غنا را نكوهش مى كند و احاديث ناهى از غنا را ناظر بر معناى عرفى صدر اسلام و بويژه دربار امويان و عباسيان مى داند. ميرزا ابراهيم خوزانى, محمد رسول كاشانى, مولى اسماعيل خاجويى و ملا حبيب اللّه شريف كاشانى در آثار خود به ردّ اين رساله پرداخته اند.
رساله هفتم, از ملا اسماعيل خواجويى درگذشته ١١٧٣ به نام رسالة فى الغناء است كه توسط على مختارى و سيد رسول كاظمى نسب تحقيق شده است. رساله بر پايه دو نسخه موجود تصحيح شده است. خواجويى نخست با نقل آراى محقق سبزوارى از كفايةالأحكام به نقد آن پرداخته و سپس رساله سيد ماجد بحرانى را به نقد كشيده است (ص٥٦٢). وى همچنين نظر ابى طالب مكّى در كتاب قوت القلوب را مبنى بر جواز غنا رد كرده است (ص٥٦٤). افزون بر آن خواجويى آراى تعداد ديگر از فقيهان و غير فقيهان را آورده و به آنها پاسخ گفته است از قبيل نظريه هاى رازى و طوسى (ص٥٦٧) كاشانى (ص٦٣٣), فيض و ديگران.
رساله هشتم از سيد حسين بن محمد ابراهيم حسينى قزوينى به نام, رسالة فى حلّ حديث و رد فى الصوت الحسن است كه توسط سيد جواد شبيرى و محسن صادقى و بر پايه يك نسخه از دو نسخه موجود تصحيح شده است. اين رساله كوتاه شرح روايتى در باره كنيزك خواننده اى است كه شراب خورده, ولى در خوانندگى به مطالبى مى پردازد كه انسان را به ياد بهشت مى اندازد.
رساله نهم به نام رسالة فى الغنا از مولى عبدالصمد همدانى درگذشته ١٢١٦ است كه آقاى احمد عابدى بر پايه يك نسخه موجود در كتابخانه ملى آن را تصحيح كرده است.
عبدالصمد همدانى در روزگار خود غنا را بسيار شايع مى بيند و حتى گروهى از طلبه ها را مشاهده مى كند كه به خوانندگى مى پردازند و آن را از غناى حرام نمى شمارند و بعض ديگر خواندن مراثى امام حسين(ع) را از موارد استثنا از حرمت غنا مى شمارند. از اين روى به فكر نگارش اين كتاب مى پردازد و از تأثير آن اظهار رضايت مى كند.
رساله دهم از ميرزاى قمى درگذشته ١٢٣١هـ.ق به نام رسالة فى تحقيق الغناء است كه آقاى محسن صادقى براساس دو نسخه چاپ سنگى آن را تصحيح كرده است. ميرزاى قمى به روشن ساختن معناى غناى محرّم و حدود و ثغور آن مى پردازد.
رساله يازدهم به نام رسالة فى تحريم الغناء از مولى محمد رسول كاشانى زنده در سال ١٢٥٨ است كه به تحقيق آقايان ناصر باقرى بيدهندى و حسين شفيعى براساس دو نسخه موجود از آن, در اين مجموعه آمده است.
مؤلف در اين رساله به آثار فقيهانى چون ماجد ابراهيم الحسينى, فيض كاشانى نظر داشته و در مواردى آن را نقد كرده است.
رساله دوازدهم از ميرزا محمد جعفر شهرستانى است به نام رسالة وجيزة فى الغناء كه به تحقيق سيد ابوالحسن علوى و سيد رسول كاظمى نسب بر پايه تنها نسخه موجود كه اصل است تصحيح شده است. و در آن نخست تعريف غنا آمده سپس حكم آن بيان شده و در نهايت جايگاه آن در بين گناهان صغيره يا كبيره تعيين گشته است.
اين دوازده رساله از مجموع ٢٨ رساله بخش اوّل مجموعه در يك جلد نشر يافته و شانزده رساله ديگر در مجلد دوم نشر يافته كه در فرصت ديگر معرّفى خواهد شد.
بخش دوم شامل گفتارهاى پراكنده درباره غناست. بخش سوم آراى فقيهان درباره غناست. بخش چهارم كتابشناسى غناست. بخش پنجم به احاديث غنا مربوط مى شود و بخش ششم اهل سنّت و غناست كه پس از نشر اين بخش ها به معرفى آنها خواهيم پرداخت. يادآورى اين نكته خالى از فايده نيست كه آقاى رضا مختارى در مقدمه اى كه نگاشته بخش هاى ياد شده را توضيحى گذرا داده است و در ضمن مقدمه تعدادى پرسش درباره غنا و موسيقى آورده است كه نيازمند تحقيق و پاسخ هستند و محققان و فاضلان را براى تحقيق فراخوانده است.
اين مجموعه منبع مورد نياز محققان را درباره موسيقى و غنا در اختيار آنان مى گذارد تا قدرت اجتهاد خود را به كار گيرند و اين معماى ديرپا را پاسخى درخور دهند.
سعى محققان و پديدآورندگان اين مجموعه مشكور باد.