آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - فهرست و چندگونگى آن - ناجى نصر آبادى محسن

فهرست و چندگونگى آن
ناجى نصر آبادى محسن


واژه فهرست در لغت داراى معانى گوناگونى است و انديشمندان علم لغت از آن تعاريفى ارائه نموده اند كه شمول و جامعيت اين كلمه را مى رساند. فيروزآبادى بر اين باور است كه (الفهرس هو الكتاب الذى تجمع فيه الكتب);١ فهرست عبارت از كتابى است كه در آن مؤلف به اسامى و نام هاى كتاب ها اشاره مى كند. تعبير خوارزمى در مفاتيح العلوم آن است كه فهرست صورت كارها و دفاترى است كه به ديوان مربوط مى شود و گاهى براى ذكر ديگر چيزها استعمال مى گردد.٢
گروه ديگرى آن را در بر دارنده جدولى شامل ابواب و فصول كتاب مى دانند كه جايش در آغازين بخش كتاب يا در آخرين قسمت آن است. اين معنا امروز تداول بيشترى پيدا كرده است. امّا هنگامى كه كلمه فهرست در مقابل گروه آشنا با نسخه هاى خطى و كتاب شناسان اهل فن به كار مى رود, آنچه در آغاز به ذهن متبادر مى شود, همان معناى مورد نظر فيروزآبادى در قاموس است كه به مرور زمان با تحول و دگرگونى هاى شرقى و غربى بار معنايى آن پختگى و كمال يافته. در اين مقال ما نيز فهرست را كتاب و رساله اى مى دانيم كه در آن به اسامى كتاب ها, رساله ها, مؤلفان, و ديگر مشخصات كتاب شناسى و نسخه شناسى اشاره مى شود. از اين ديدگاه براى فهرست, اَشكال و مشتقات چندى مى توان جست كه در ذيل به آن مى پردازيم: الف) فهرست آثار يك كتابخانه
بدين معنا كه فهرست در بر دارنده اسامى تمامى كتاب ها و مؤلفان يك كتابخانه است. اين كتابخانه مى تواند دولتى يا شخصى باشد. براى يافتن سابقه اين نوع فهرست ها مى توان تاريخچه كتابخانه ها را دنبال كرد; چرا كه با تشكيل يك كتابخانه, نخستين ابزار جستجوى اطلاعات و مدارك در آن وجود فهرستى جامع و مانع است تا اطلاعات را براحتى در اختيار مراجعه كننده قرار دهد. بنابراين سرآغاز تدوين اين فهارس را بايد به زمان ايجاد اولين كتابخانه ها رساند.
به طور قطع مى توان ادعا كرد كه چنين فهرستى در كتابخانه آشور بانى پال در نينوا وجود داشته است.٣ و پس از آن در يونان, مصر و ايران پيش از اسلام اين امر رواج بيشتر پيدا مى كند. پس از اسلام, كتابخانه مأمون عباسى به عنوان يك كتابخانه بزرگ در زمان خلافت عباسيان مورد استفاده انديشمندان قرار گرفته و وجود چنين كتابخانه اى با آن عظمت, بدون بهره گيرى از فهرست ممكن نخواهد بود. ابن مسكويه در جاويدان خرد به نقل از ابوعثمان جاحظ گزارش اين فهرست را چنين مى دهد:
روزى مأمون به من [فضل بن سهل] گفت كه مى دانى كه كدام كتاب از كتاب هاى عرب معتبرتر و بهتر است؟ گفت: من شروع كردم و كتاب هاى مغازى را و جنگ هاى خلفا كه با دشمنان دين كرده اند, شمردم و كتاب هاى تاريخ را نيز برشمردم تا به تفسير قرآن رسيدم, چون نام تفسير قرآن بردم, مأمون گفت كه قرآن كلام اللّه تعالى و سخن آن حضرت است, لاجرم هيچ چيز به آن شبيه نيست. بعد از آن گفت كه كدام كتاب از كتاب هاى عجم بهتر و معتبرتر است؟ گفت: بسيارى از آنها را نام بردم و بعد از همه گفتم كه جاويدان خرد.
بعد از آن مأمون فهرست كتب خود را طلبيد و بالا و پايين را ديد و نام جاويدان خرد را در آن فهرست نيافت. بعد از آن گفت كه نام جاويدان خرد از فهرست [افتاده است]. گفتم كه اين جاويدان خرد همان كتاب است كه ذوبان دارد و من بعضى از آن را كتابت كرده ام و نوشته ام. گفت: كه همين ساعت آن را بيار كه ببينم.٤
ابوعبداللّه محمّد بن احمد مقدسى در بيان سرايِ ساخته شده در زمان حكومت عضدالدوله ديلمى مى گويد:
يك كتابخانه جدا نيز دارد كه زير نظر يك سرپرست و يك كتابدار و يك ناظر از نيكوكاران شهر اداره مى شود. هيچ كتابى نيست كه تاكنون در دانش هاى گوناگون تصنيف شده باشد, مگر نسخه اش بدانجا آورده است. وى اينجا را به صورت دالان هاى سرپوشيده و يك سالن بزرگ ساخته كه انبارهاى كتاب در اطراف آنهاست. به ديواره انبارها و دالان ها اطاقك هايى دارند و هر يك با كشويى از بالا به پايين بسته مى شود. دفترها از هر نوع در يك رف ويژه چيده شده است. فهرست هايى نيز دارد كه نام كتاب ها در آن روشن شده است.٥
از اين گونه فهرست ها براى بسيارى از كتابخانه ها فراهم آمده, كتابخانه صاحب بن عباد, كتابخانه نوح بن منصور سامانى از آن جمله اند.
افزون بر فهرست هاى كتابخانه هاى حكومتى و دولتى, گاهى شخصى عالم و دانشمند براى همه موجودى كتابخانه خويش فهرست تهيه مى كرده تا امكان بهره ورى از آن سهل تر شود و هم اينكه با مرتب كردن و زدن مُهر بر آنها در نگهدارى و حفاظت از كتاب ها اهتمام بيشترى به عمل آيد. رضى الدين ابوالقاسم على بن موسى معروف به ابن طاووس (٥٨٩ق ـ ٦٦٤) در كتاب گرانقدر سعدالسعود به تعدادى از كتاب هاى خويش در زمينه علوم قرآنى ـ كه وقف اولاد ذكورش كرده ـ اشاره مى كند. وى در مقدمه كتاب مى نويسد: چون در كتاب الابانة فى معرفة أسماء كتب الخزانة تنها به نام كتاب هاى خويش پرداختم, در اينجا, توضيح بيشترى در خصوص آنها مى دهم. آنگاه به كتاب شناسى و نسخه شناسى كتاب هاى خويش مى پردازد و اطلاعات ارزشمندى ارائه مى دهد. ب) فهرست ديگرنوشت
اين عنوان بر آثارى اطلاق مى شود كه در آن يكى از اهل فضل و دانش, سياهه اى از آثار و نگاشته هاى يكى از بزرگان علم و دانش را فراهم مى آورد و در ضمن آن به جزئيات و ويژگى هاى نوشته هاى او مى پردازد. قدمت و روايى اين گونه فهرست ها بسيار است و قابل تأمّل. در يك تقسيم بندى براى اين فهرست دو صورت مى توان تصور كرد:
١) مؤلف در هنگام ذكر سرگذشتنامه, پس از پرداختن به شرح احوال و سرگذشت شخص مورد نظر, آثار و نگاشته هاى وى را ذكر مى كند و فهرستى ارائه مى دهد. بايد دانست كه در اين شيوه, تكيه كلام مؤلف بيشتر به زندگى و بيان حالات و احوال نويسندگان است تا بررسى كتاب شناسى آنها. تمامى كتاب هاى سرگذشتنامه اى و رجالى در اين قسمت قرار مى گيرد. ابن نديم در ترتيب كتاب هاى ارسطو در منطقيات و طبيعيات, الهيات و خلقيات سخن گفته و برخى از آنها را در الفهرست ذكر مى كند.
٢) مؤلف يا فهرست نويس به آثار و نگاشته هاى يك تن به تنهايى اشاره مى كند. در اين اثر جنبه كتاب شناسى و نسخه شناسى بيشتر مدّ نظر است تا طرح مسأله سرگذشتنامه افراد. او به دنبال آن است كه به طور صريح و روشن آثار و نگاشته هاى آن بزرگ را براى اهل فن و دانش بيان كند. شايد نخستين اطلاعاتى كه در اين زمينه در دست است مربوط به يونان باستان باشد. ثاون اسكندرانى, تأليفات و آثار افلاطون (٣٤٧ـ٤٢٧ق.م.) را تدوين مى كند و بسيارى از نگاشته هاى او را برمى شمرد.٧
نگاشتن فهرست آثار ديگران, در تمدن اسلامى نيز سابقه اى دراز دارد. مدائنى, ابوالحسن على بن محمد بن عبداللّه بن ابويوسف (١٣٥ـ ٢١٥ق) برده و غلام سمرة بن جندب(؟) از متكلمان سده دوم و سوم هجرى است. ابوالحسن بن كوفى, فهرستى از آثار او را ذكر مى كند و ابن نديم از روى نوشته وى آثار مدائنى را مى آورد:
و از كتابهايش آنچه را كه از روى نوشته ابوالحسن بن كوفى به ياد دارم اين است: در اخبار پيغمبر صلعم:كتاب امّهات النبى صلعم, كتاب صفة النبى صلعم, كتاب اخبار المنافقين. كتاب عقود النبى صلعم. كتاب تسمية المنافقين و من نزل فيه القرآن منهم وغيرهم.٨
جنيد بن محمّد نعيم مكّنى به ابواحمد, در نامه اى به ابوالحسن على بن محمد علوى, تصانيف و نگاشته هاى ابونصر محمّد بن مسعود عياشى (ف٣٢٠ق) ـ از فقهاى بزرگ اماميه ـ را گردآورى مى كند. وى در آخر نامه به اين مطلب اشاره مى كند كه جامع آثار عياشى بيست و هفت كتاب از تأليفات عياشى را در فهرست نياورده و من آنها را بر فهرست او مى افزايم و تعداد اين آثار را به ٢٠٨ جلد كتاب و رساله مى رساند. ابن نديم فهرست آثار عياشى را به نقل از آن نامه, در الفهرست مى آورد.٩ شيخ طوسى در الفهرست خودش عيناً منقولات ابن نديم را ذكر مى كند.١٠
ابوريحان بيرونى (٣٦٢ق ـ ٤٤٠) از بزرگترين دانشمندان جهان اسلام در سده چهارم و پنجم هجرى است. وى در رساله اى با عنوان رسالة ابى ريحان فى فهرست كتب الرازى به بررسى و بيان كتاب هاى محمد بن ذكرياى رازى مى پردازد. وى آثار رازى را در موضوعات ذيل طبقه بندى و فهرست مى كند: پزشكى (٥٦ عنوان), طبيعيات (٣٣عنوان), منطقيّات (٧ عنوان), رياضيات و نجوميات (١٠ عنوان), تفاسير و تلخيص ها و اختصارات (٧عنوان), فلسفى و تخمينى (١٧ عنوان), مافوق الطبيعه (٦ عنوان), الهيّات (١٤ عنوان), كيميائيات (٢٢ عنوان), كفريات (٢عنوان) و فنون مختلف (١٠ عنوان).
ابوريحان پس از ذكر كتاب هاى رازى,به كتاب هاى خود مى پردازد كه در فهرست خود نوشت به آن خواهيم پرداخت.
محمد ابن ابى بكر بن قيّم مشهور به ابن قيّم جوزيه (٦٩١ق ـ٧٥١) فهرستى از كتاب ها و رساله هاى ابن تيميه (متوفاى ٢٨٠ق) فراهم ساخته و تعداد آثار وى را تا به ٣٤١ عنوان كتاب و رساله مى رساند. اين فهرست به سال ١٩٥٣ در دمشق به چاپ رسيده است.
يوسف تركمن بن جوزى معروف به سبط ابن جوزى (٥٧٢ ـ ٦٥٤ق) در كتاب مرآةالزمان, فهرست آثار تأليف شده عبدالرحمن بن جوزى (٥١٠ ـ ٥٩٢ق) را دويست و پنجاه عنوان ذكر مى كند. اين فهرست توسط گرگيس عوّاد در مجله المجمع العلمى العربى شماره ٢٩ـ٣٠ در دمشق چاپ شده است.
فهرست و سياهه آثار جلال الدين عبدالرحمن سيوطى (٨٤٩ ـ ٩١١ق) به وسيله شخصى گمنام جمع آورى مى شود. وى پانصد و چهار عنوان از كتاب ها و رساله هاى سيوطى را بيان مى كند. اين فهرست به كوشش فلوگل در پايان كشف الظنون حاجى خليفه در جلد ششم, ص٦٦٥ ـ ٦٦٧ آمده است.
براى آثار علامه ملا محمّد باقر مجلسى (١٠٣٧ـ١١١٠ق) دو فهرستِ ديگرنوشت فراهم آمده است. نخست: توسط محمّد نصير بن عبدالله مجلسى ـ برادرزاده وى ـ اين فهرست در دو بخش است, الف) كتاب هاى عربى مجلسى ب) كتاب هاى فارسى وى. صاحب الذريعه منقولاتى از اين فهرست را در نگارش هاى ديگران رؤيت كرده است.١١ دو ديگر, فهرستى كه به اهتمام محمّد حسين بن محمّد صالح از نوادگان مجلسى در دو فصل و يك خاتمه تدوين شده است. فصل اول: كتاب هاى عربى شامل ده كتاب. فصل دوم: كتاب هاى فارسى, در بر دارنده چهل ونه كتاب. خاتمه: در شمار ابيات تأليفات و آثار مجلسى در فارسى و عربى. اين فهرست يك بار در مجله دانشكده ادبيات تهران سال دهم, شماره دوم, ص٢٠٣ـ٢١٠ چاپ شده و بار ديگر در كتابشناسى مجلسى به كوشش حسين درگاهى و على اكبر تلافى داريانى. ج) فهرست خودنوشت
فهرست خودنوشت به فهرستى گفته مى شود كه به وسيله خود صاحب اثر فراهم آيد و در آن به اجمال يا تفصيل به مشخصات كتاب شناسى آثار اشارت شود. بصراحت مى توان گفت كه ساخت چنين فهرست هايى در تمدن كهن و درخشان يونان سابقه داشته است. جالينوس طبيب (١٣١ـ٢١٠م) مجموعه آثار خودش را در ضمن كتابى به نام فينكس فراهم آورده. اين كتاب شامل دو مقاله است كه در مقاله اول, كتاب هاى طبى و در مقاله دوم كتاب هاى منطقى, فلسفى, بلاغى و نحوى خود را ياد مى كند. وى آنگاه به توصيف كتاب هايش مى پردازد و مقصود و داعى خويش از تأليف را بيان مى كند و افزون بر آن به سن و سال خود در زمان تأليف, كسى كه كتاب به او تقديم شده را بازگو مى نمايد.١٢ حنين بن اسحاق (١٩٤ـ٢٦٠ق) مقاله اى به سريانى دارد و در آن به آثار ديگر جالينوس كه در فهرست جالينوس نيامده اشاره مى كند.١٣
حنين ابن اسحاق در ضمن همين رساله ارزشمند به بسيارى از ترجمه هاى خويش از آثار جالينوس توجه مى دهد. در اين دوره, بسيارى از كتاب ها و رساله هايى كه از يونانى به سريانى و عربى ترجمه شده, از آنِ حنين مى دانند. ابن نديم بر اين باور است كه اين مطلب از خوشبختى هاى حنين است كه هرچه حبيش بن حسن اعسم, عيسى بن يحيى و ديگران ترجمه كرده اند به حنين نسبت داده مى شود. امّا با به دست آمدن اين رساله بسيارى از اين مجهولات روشن مى شود و مترجم اين رساله هاى منسوب به وضوح و صراحت بيان مى شود. براى نمونه حنين در ذيل كتاب كتاب فى العضل مى نويسد: كه حبيش بن الحسن آن را براى محمد بن موسى به زبان عربى ترجمه كرده است, همچنين كتاب هاى فى تدبير الملطف فى الذبول از عيسى بن يحيى است.
جابر بن حيان بن عبدالله كوفى از دانشمندان سده دوم هجرى, مصاحب و شاگرد امام جعفر صادق(ع) است. وى براى آثارش در موضوعات كيميا و ديگر علوم فهرست مفصلى فراهم مى آورد و افزون بر آن, فهرست موضوعى مختصرى براى نگاشته هاى علم كيمياى خود تدوين مى نمايد. ابن نديم اين فهرست را ديده و از آن بهره برده است. وى در شرح احوال و آثار جابر مى گويد:
محمد بن اسحاق گويد: جابر در كتاب فهرست خود گويد: پس از اين كتاب ها, سى رساله تأليف كردم كه بى نام است و سپس چهار مقاله تأليف كردم كه اينهاست: كتاب الطبيعة الفاعلة الاولى و هى النار, كتاب الطبيعة الثانيه الجامدة و هى الماء, كتاب الطبيعة المنفعلة اليابسة و هى الارض, كتاب الطبيعة الرابعة المنفعلة الرطبة و هى الهواء… پس از اين چهار كتابى تأليف كرده ام, به اين ترتيب كتاب الزهرة, كتاب السلوة, كتاب الكامل و كتاب الحيوة.١٤
ابوسليمان داود بن على اصفهانى (ف.٢٧٠ق) از فقهاى نامدار سده سوم هجرى است به گفته ابن نديم, وى مردى با فضل, صادق و پرهيزگار بود و اول كسى است كه قول به ظاهر كتاب و سنّت را گرفته و جز آن را از رأى و قياس رها كرد. از نگاشته هاى على بن داود, فهرستى بسيار قديمى به خط محمود مروزى به دست ابن نديم مى رسد كه او تمام آن را در الفهرست مى گنجاند. وى بر اين عقيده است كه اين فهرست را در زمان خود داود بن على نوشته شده است.١٥
ابن بطّه, محمد بن جعفر قمى, وى روايت زيادى از احمد برقى دارد. از نگاشته هاى وى فهرستى است كه از آثارش در آن نام مى برد. قهپايى معتقد است كه اين فهرست كه از آثار او ارائه شده, داراى اشكالاتى است.١٦
سعد بن عبداللّه قمى مكنّى به ابوالقاسم از بزرگان فقها و محدثان نام آور سده سوم هجرى است وى داراى تأليفات زيادى, همچون كتاب الرحمة, كتاب الحج, كتاب الضياء فى الامامة, كتاب مقالات الاماميه و… است. در اين فهرست ابوالقاسم قمى به همه كتاب هايى كه تأليف كرده اشاره مى كند.١٧
يكى از نويسندگان دانشمند اسماعيلى مذهب, عبدان اسماعيلى است. ابن نديم در بخش نويسندگان و صاحب نظران اسماعيلى مى نويسد:
عبدان كه در پيش گفته شد از همه بيشتر كتاب تصنيف كرد و ديگران هم اگر تصنيفى داشتند به او نسبت مى دادند. فهرستى از تصنيفات خود دارد كه از آن جمله است: كتاب الرحا و الدولاب, كتاب الحدود والاسناد, كتاب اللامع, كتاب الزاهر, كتاب الميدان.
ابن نديم فهرست آثار عبدان را نديده و كسى را سراغ نداشته كه از محتويات آن فهرست آگاه باشد.١٨ سزگين بر اين باور است كه نسخه اى از فهرست عبدان در سده هفتم هجرى در تملك خواجه نصيرالدين طوسى بوده است.١٩
از ديگر فهرست هاى خودنوشت مى توان فهرست آثار عثمان بن جنّى معروف به ابن جنّى (٣٣٠ـ٣٩٢ق) است. وى در ضمن اجازه اى كه به ابى عبدالله مى دهد به فهرست آثارش اشاره مى كند. ياقوت حموى در شرح سرگذشت ابن جنّى متن اين اجازه را عيناً نقل مى كند:
قد اجزتُ للشيخ ابى عبداللّه الحسين بن احمد بن نصر ـ ادام اللّه عزّه ـ ان يروى عنّى مصنّفاتى و كتبى مما صحَّحه و ضبطهُ عليه ابواحمد عبدالسلام بن الحسين البصرى ـ ايّداللّه عزّه ـ: عنده منها كتابى الموسوم بالخصائص و حجمه الف ورقة و كتابى التّمام فى تفسير اشعار هُذيل مما اغفله ابوسعيد الحسن بن الحسين السُّكرى ـ رحمه اللّه ـ و حجمه خمسمائة ورقة بل يزيد على ذلك و كتابى فى سرّ الصناعة و هو ستمائة ورقة و كتابى فى تفسير تصريف ابى عثمان بكر بن محمد ابن بقية المازنى و حجمه خمسمائة ورقة, و كتابى فى شرح مستغلق ابيات الحماسة و اشتقاق اسماء شعرائها و مقداره خمسمائة ورقة…
ابن جنّى به همه آثار و نگاشته هاى خويش در اين اجازه اشاره مى كند و به اختصار به موضوع و حجم آن مى پردازد.
ابوريحان بيرونى در ادامه فهرستى كه از آثار رازى ارائه مى دهد, به آوردن جملات زير به فهرست خودنوشت آثارش مى پردازد و سياهه اى از صدوسه نگاشته خود بيان مى كند:
و چنانكه سخن خود را با كتاب هاى ابوبكر [رازى] آغاز كردم آن را با نام هاى كتاب هاى خود كه وقتى از من خواسته بودى ختم مى كنم. آن كتاب هايى كه تا سال چهارصد و بيست و هفت نوشته ام كه از عمرم شصت و پنج سال قمرى و شصت و سه سال شمسى مى گذرد و تعجّب نمى كنم كه تاويل روياى من راست بيايد هرچند كه حرص من بر آن راست نيامده است.٢٠
اين فهرست به سال ١٩٣٦م. توسط خاورشناس معروف پول كراوس در پاريس از روى نسخه منحصر به فرد كتابخانه ليدن به شماره فهرست ١٣٣ چاپ شد. پيش از آن به سال ١٩٢٠م. ويدمانِ آلمانى قسمت مربوط به آثار بيرونى را به زبان آلمانى مورد تجزيه و تحليل قرار داد, و دوسكا به سال ١٩٢٥م. پاره اى از آن كتاب را كه مربوط به آثار رازى بود به زبان آلمانى برگرداند. زاخائو فهرست آثار بيرونى را در مقدمه كتاب آثار الباقيه آورد. انديشمندان ديگرى نيز به تصحيح فهرست و كتاب شناسى آثار رازى و بيرونى پرداختند و ملحقاتى بر آن افزودند. دكتر محمود نجم آبادى در مصنفات و مؤلفات رازى و بوالو در كارنامه بيرونى از آن جمله اند.٢١
افزون بر اينها, استاد دانشمند دكتر مهدى محقق به تصحيح و ترجمه فهرست كتاب هاى رازى و نام هاى كتاب هاى بيرونى اهتمام ورزيد و به پيوست اين اثر ارزشمند, رساله المشاطة لرسالة الفهرست از ابواسحاق ابراهيم بن محمّد, مشهور به غضنفر تبريزى را كه مهم ترين منبع شناخت زندگى بيرونى است, ضميمه كتاب نمودند. غضنفر تبريزى هدف خويش را از تدوين المشاطة اين چنين بيان مى كند:
من مى دانم كه هركس مقاله استاد رئيس را مطالعه كند و در آنچه كه نويسنده آن از داستان روياى خود ياد كرده و از الهامى كه در آن رويا بر مدت عمرش استدلال آورده درنگ نمايد, كيفيت آينده آن احوال يعنى كميّت عمر و زمان رحلت او به نظرش مى گذرد. از اين روى من صلاح ديدم كه به پايان سخن او در آن رساله آنچه را كه من از تاريخ ولادت و سنين عمر و وقت وفات و رحلت او به دست آورده ام, ملحق كنم تا آنكه طالبان آن را از جايى ديگر نجويند, گذشته از آنكه تحقيق آن متعذّر و وصول به آن نسبت به اين زمان و اين مردم ممتنع است.٢٢
سرِ سخن را به كتاب هاى رجالى مى كشانيم. در اين نوع كتاب ها, هنگامى كه مؤلف به شرح سرگذشت خودش مشغول مى شود, به فهرستى از آثار و نگاشته هاى خويش نيز اشاره مى كند. گرچه در اينجا مؤلف قصد ندارد فهرستى براى خويش مهيا سازد, امّا به اقتضاى خود موضوع, ناخودآگاه فهرستى از آثارش ارائه مى شود كه بسيار ارزشمند و قابل اعتناست.
ابوالعباس احمد بن على نجاشى (٣٧٢ـ٤٥٠ق) در كتاب رجال النجاشى در ذيل مدخل احمد بن العباس [خودش] اين چنين مى آورد:
احمد بن عباس النجاشى الاسدى, مصنّف هذا الكتاب ـ اطال اللّه بقاوه و ادام علوه و نعماه ـ له كتاب الجمعه و ماورد فيه من الاعمال و كتاب الكوفة و ما فيها من الاثار و الفضايل, و كتاب انساب بنى نصر بن قُعين و ايامهم و اشعارهم و كتاب مختصر الانوار و مواضع النجوم التى سمّتها العرب.٢٣
او با بيان همين عبارات كوتاه, به چهار كتاب خويش و موضوع آنها اشاره مى كند.
شيخ الطايفه ابى جعفر محمد بن طوسى (٣٨٥ـ٤٦٠ق) نيز در الفهرست كه از كتاب هاى بزرگ رجالى شيعى محسوب مى شود به بيان شرح احوال و آثار نهصد تن از بزرگان علم و دانش مى پردازد. وى از فهرست آثار و نگاشته هاى شيخ مرتضى (٣٥٥ـ٤٣٦ق), ابن بابويه قمى (ف.٣٨١ق) و شيخ مفيد (٣٣٦ـ٤١٣ق) نام مى برد و آنها را در ميان صاحب نظران و اهل فن مشهور و معروف مى داند.٢٤ شيخ طوسى با عنايت به فهرست سيد مرتضى, كتاب هاى وى را نقل مى كند. آقابزرگ بر اين باور است كه اين فهرست ممكن است تأليف خود مرتضى باشد و يا شاگرد وى ابوالحسن محمد بن محمد بصروى (ف.٤٤٣) آن را از كتاب هاى استادش فراهم ساخته و سيد مرتضى بر پشت نسخه آن اجازه روايت براى او نگاشته است.٢٥ آنگاه در ضمن سرگذشت خويش به فهرستى از كتاب هايى كه تا آن زمان به رشته تحرير درآورده, اشاره مى كند:
محمد بن الحسن بن على الطوسى, مصنف هذا الفهرست, له مصنفات منها كتاب تهذيب الاحكام و هو يشتمل على عدة كتب من كتب الفقه, اولها كتاب الطهارة و كتاب الصلاة و هو يشتمل… و له كتاب الاستبصار فيها اختلف من الاخبار و هو يشتمل… و له كتاب النهاية فى مجرد الفقه و الفتاوى و له كتاب المفصح فى الامامة و له كتاب تلخيص الشافى فى الامة و له مختصر ما لا يسع المكلف الاخلال به, وله كتاب العدة فى اصول الفقه و… وله كتاب فى الاصول كبير خرج منه الكلام فى التوحيد و بعض الكلام فى العدل.٢٦
ابن جنيد اسكافى, محمد بن احمد (ف. ٣٨١ق) فهرستى براى آثار خودش نگاشته و شيخ طوسى از آن چنين ياد مى كند:
او فهرست تصنيف هاى خود را مبوّب و گسترده فراهم ساخته و من تمام آن را ذكر نمى كنم.
اما نجاشى در احوال وى در حدود صدوپنجاه عنوان از كتاب ها و رساله هاى او را با نگاه به آن فهرست مى آورد.٢٧
شيخ اكبر, محيى الدين بن عربى (٥٦٠ ـ ٦٣٨ق) نيز فهرست خودنوشتى از آثارش فراهم مى آورد و در آن به ٢٤٨ اثر خود توجه مى دهد. گرگيس عوّاد به كتاب شناسى آثار وى مى پردازد و تعداد آنها را به ٢٧٩ كتاب و رساله مى رساند. اين تحقيق در مجله المجمع العربى در دمشق شماره ٤ـ٣, جلد ٢٩ در سال ١٩٥٣ به چاپ رسيده است. پس از وى عثمان اسماعيل يحيى تحقيقات جديدى بر آثار ابن عربى ارائه مى كند.
رضى الدين على بن موسى مشهور به ابن طاوس (٥٨٩ ـ ٦٦٤ق) در كتاب الاجازات بكشف طرق المفازات پس از ذكر مقدمات به فهرست آثار خويش چنين اشاره مى كند:
… ممّا الفته فى بداية التكليف من غير ذكر الاسرار و التكشيف. كتاب مصباح الزائر و جناح المسافر ثلاث مجلّدات و من ذلك كتاب فرحة الناس و بهجة الخواطر… روح الاسرار و روح الاسمار… منها كتاب فلاح السائل و نجاح المسائل… وصنّفت كتاباً سميّته البهجة بثمرة المهجة…
بخشى از اين فهرست را علامه مجلسى در كتاب بحارالانوار آورده است.٢٨
محمد بن على ركن الدين گرگانى از شاگردان بارز علامه حلّى نيز فهرستى براى نگاشته هايش تهيه كرده كه صاحب مقاييس الاصول از آن ياد مى كند.٢٩
عين القضاة همدانى عارف بزرگ قرن ششم رساله اى به نام شكوه الغريب عن الاوطان الى علماء البلدان براى علماى همدان به عربى تحرير كرد. وى پس از ذكر مصائب و مشكلاتى كه برايش پيش آمده, آثار و خدمات علمى خويش را برمى شمارد. آثارى همچون قرى العاشى الى معرفة العوران و الاعاشى, المفتلذ من التصريف, اماليُّ الاشتياق فى ليالى الفراق, منية الحيسوب, غاية البحث عن معنى البعث, رساله علائى, نزهة العشاق و نهزة المشتاق, صولة البازل, الامون على ابن اللبون, المدخل الى العربية و رياضة علومها الابية.٣٠
ابن طولون (٨٨٠ ـ ٩٥٣ق) در كتاب الفلك المشحون فى احوال ابن طولون به ذكر سرگذشت نامه خويش مى پردازد, آنگاه فهرستى به ترتيب الفبايى از آثار و نگاشته هايش ارائه مى دهد. گويا اين اثر در دمشق به چاپ رسيده است.
فخرالدين بن محمد بن طريح (ف. ١٠٨٥ق) فهرست خودنوشتى از آثارش فراهم ساخته كه آقابزرگ, نسخه اى از آن را در كتابخانه طريحى در نجف اشرف رويت كرده است.٣١
فيض كاشانى (١٠٠٦ـ١٠٩١ق) نيز براى آثارش سه بار فهرست تهيه كرده است.٣٢
محمد على بن ابوطالب مشهور به حزين لاهيجى (١١٠٣ـ١١٨٠ق) فهرست بيش از دويست كتاب فارسى و عربى نگاشته هاى خود را فراهم مى آورد. آقابزرگ بر اين باور است كه عنوان اين فهرست (ماجرى به القلم) است. اين فهرست بدون هيچ تغيير در كتاب نجوم السماء صفحات ٢٨٣ـ٢٩٣ چاپ شده است.٣٣پاورقي: ١. قاموس المحيط, ص٣٤٧. ٢. حسين خديوجم, ترجمه مفاتيح العلوم, ص٦٠. ٣. براى اطلاعات بيشتر, ر.ك: لارا آركس (كتابخانه آشور بانى بال) ترجمه ركن الدين احمدى لارى: مجله علوم اجتماعى و انسانى دانشگاه شيراز, ش١٧, ص٧٩ـ ٩٦. ٤. ابن مسكويه, جاويدان خرد, ترجمه تقى الدين شوشترى, ص٣٧. ٥. احسن التقاسيم, ترجمه على نقى منزوى, ص٦٦٩. ٦. سعد السعود, ص٤. ٧. ابن نديم, الفهرست, ص٤٤٩. ٨. همانجا, ص١٦٨. ٩. الفهرست, ص٣٦١. ١٠. طوسى, الفهرست, ص١٣٧. ١١. آقابزرگ تهرانى, الذريعه, ج١٦, ص٣٨٠. ١٢. رساله حنين بن اسحاق درباره آثار ترجمه شده از جالينوس در مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران, ص٢١٧. ١٣. همانجا. ١٤. الفهرست, ص٦٣٩ ـ ٦٤٠. ١٥. همان, ص٣٩٧ـ ٣٩٨. ١٦. مجمع الرجال, ص١٧٤/٥; الذريعه, ٣٧٤/١٦. ١٧. طوسى, الفهرست, ص٧٥. ١٨. الفهرست (ابن نديم), ص٣٥٣. ١٩. تاريخ التراث العربى, ١٢٣/٧. ٢٠. به كوشش مهدى محقق, فهرست كتاب هاى رازى و نام هاى كتاب هاى بيرونى, ص٦٤. ٢١. همان, مقدمه. ٢٢. همان, ص١٩٣. ٢٣. رجال النجاشى, ص٧٤. ٢٤. الفهرست (طوسى), ص٩٩, ١٥٧, ١٥٨. ٢٥. الذريعه, ٣٨١/١٦. ٢٦. همان, ١٥٩ـ١٦١. ٢٧. قهپايى, مجمع الرجال, ١٢٧ـ١٣١/٥. ٢٨. بحارالانوار, ٣٧ـ ٤٥/١٠٤. ٢٩. الذريعه, ٣٨١/١٦. ٣٠. دفاعيات عين القضاة همدانى, ترجمه قاسم انصارى, ص٧٥. ٣١. الفهرست, ٣٧٨/١٦. ٣٢. براى اطلاع از فهرست هاى سه گانه فيض, ر.ك: كتاب شناسى فيض كاشانى كه به اهتمام نگارنده در سلسله انتشارات بنياد پژوهش هاى اسلامى در حال چاپ است. ٣٣. الذريعه, ١٧/١٩; ٣٧٨/١٦.