نظريه حقوقى اسلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٨٥ - ٣ قرآن، كلام خدا، و براى همه زمان ها
مردم آن عصر قابل پذيرش بود، امّا اكنون فرهنگ بشر بسيار ترقى نموده است و نيازمند اين مطالب واضح البطلان نيست. سالها بعد، روشنفكران مسلمان نيز همين توجيه را در مورد قرآن كريم مطرح ساختند.
اكنون اين پرسش مطرح است كه آيا كتب آسمانى كلام خدا است، يا كلام پيامبر يا هيچ كدام؟ به اعتقاد ما آياتى كه حضرت موسى على نبينا و آله و عليه السلام براى مردم مىخواندند، كلام خداوند متعال بود. خداى متعال الواح دوازدهگانهاى بر او نازل كرد كه مشتمل بر احكام و دستورات دينى بود. از جمله آن احكام، «حكم قصاص» بود: وَ كَتَبْنَا عَلَيْهِمْ فِيهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفسِ وَ العَيْنَ بِالْعَيْنِ وَ الاَْنْفَ بِالاَْنفِ وَ الاُْذُنَ بِالأُذُنِ وَ السِنَّ بِالسِّنِّ وَ الْجُرُوحَ قِصَاصٌ فَمَن تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَهُ وَ مَنْ لَمْ يَحكُم بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّلِمُونَ[١]؛ و در (تورات) بر آنان مقرّر كرديم كه جان در مقابل جان، و چشم در برابر چشم، و بينى در برابر بينى، و گوش در برابر گوش، و دندان در برابر دندان مىباشد؛ و زخمها (نيز به همان ترتيب) قصاصى دارند. و هر كه از آن (قصاص) درگذرد، پس آن، كفّاره (گناهان) او خواهد بود. و كسانى كه به موجب آنچه خدا نازل كرده داورى نكردهاند، آنان خود ستمگرانند. اين حكم، از احكامى است كه در هيچ شريعتى نسخ نشده است. در شريعت اسلام عين همين حكم قصاص ثابت است[٢]. بنابر اين كلام خدا بر الواح نوشته شده بود و حضرت موسى(عليه السلام) آن را دريافت نموده و براى مردم قرائت مىنمود. نيز خداى متعال واقعاً در «كوه طور» با حضرت موسى(عليه السلام) سخن گفت كه من خداى تو هستم: ...أَنْ يمُوسَى إِنِّى أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعلَمِين[٣]؛ ...اى موسى، منم، من، خداوند، پروردگار جهانيان.
[١] مائده (٥)، ٤٥. [٢] حكم قصاص ٤ بار در قرآن كريم آمده است. يك مورد آن مربوط به شريعت حضرت موسى(عليه السلام) است (سوره مائده، آيه ٤٥)، و سه مورد ديگر، در شريعت اسلام است كه عبارتند از: سوره بقره، آيات ١٧٨، ١٧٩ و ١٩٤. بنابراين، حكم قصاص هم در شريعت حضرت موسى(عليه السلام) و هم در شريعت حضرت محمد(صلى الله عليه وآله)آمده است. براى نمونه به دو آيه ١٧٨ و ١٧٩ از سوره بقره اشاره مىشود: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِى الْقَتلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الاُْنْثَى بِالاُْنثَى فَمَنْ عُفِىَ لَهُ مِن أَخِيهِ شَىْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَدَاءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسَن ذَلِكَ تَخْفِيفٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ رَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدَى بَعدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ. وَ لَكُمْ فِى الْقِصَاصِ حَيَوةٌ يَأُولِى الاَْلبَبِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ؛ اى كسانى كه ايمان آوردهايد، درباره كشتگان، بر شما (حقّ) قصاص مقرر شده: آزاد عوض آزاد و بنده عوض بنده و زن عوض زن. و هر كس كه از جانب برادر (دينى)اش (يعنى ولىّ مقتول)، چيزى (از حق قصاص) به او گذشت شود، (بايد از گذشت ولىّ مقتول) به طور پسنديده پيروى كند، و با (رعايت) احسان، (خونبها را) به او بپردازد. اين (حكم) تخفيف و رحمتى از پروردگار شماست؛ پس هر كس، بعد از آن از اندازه درگذرد، وى را عذابى دردناك است. و اى خردمندان! شما را در قصاص زندگانى است، باشد كه به تقوا گراييد. [٣] قصص (٢٨)، ٣٠.