نظريه حقوقى اسلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٠ - ٣ برهان عقلى بر فرع بودن ساير حقوق نسبت به حق خداوند
وجودى مستقل از موجودات خارجى ندارند. با اين حساب وقتى مىگوييم: «خدا حق دارد» بدين معنا نيست كه چيزى مستقل از خدا و اضافه بر ذات او، به نام حق وجود دارد؛ بلكه اين انتزاعى است كه عقل انجام داده و در خارج، جز يك موجود عينى به نام خداوند وجود ندارد.
ج) چگونگى پيدايش مفاهيم اعتبارى
وقتى مفهوم اعتبارى حق ر ابه كار مىبريم و مىگوييم: فلان كس حق دارد و فرد ديگر حق ندارد، اين پرسش مطرح مىشود كه اصولا مفاهيم اعتبارى چگونه توسط عقل اعتبار يا انتزاع مىشوند؟ تا آن جا كه ما مىدانيم، علامه طباطبايى(رحمه الله) اولين فردى است كه چگونگى پيدايش مفاهيم اعتبارى را به خوبى تبيين نموده است. ايشان در توضيح فرمايش خود اين مثال را مىزنند كه، در مفاهيم اجتماعى يا سياسى كلمه «سر» و مشتقات آن را زياد به كار مىبريم؛ مىگوييم: سردمدار، سر كارگر. كلمه «رييس» يا «رياست» از كلمه «رأس» اخذ شده است كه «رأس» به معناى «سر» است. «رييس» يعنى سردار، سردسته يا سرپرست، و «رياست» به معناى رييس بودن و سرورى كردن است. مقام رياست يك مفهوم اعتبارى و ناشى از اعتبار است، نه يك واقعيت عينى و خارجى. اين امر صرف اعتبار است كه امروز به كسى مقام رياست را مىدهند و روز ديگر آن را لغو مىكنند. سؤال اين است كه مفهوم اعتبارى «رياست» چگونه پيدا شده و انسانها چگونه آن را مىسازند و در محاورات روزمرّه و اجتماعى خود به كار مىگيرند؟
علامه طباطبايى مىفرمايند: در ابتدا انسان به وجود خود و نقشى كه «سر» در بدن انسان دارد توجه نمود، و اين كه اندامهاى بدن ـ با اين كه هر كدام كارهاى مهمى را انجام مىدهند ـ از «سر» فرمان مىگيرند. مغز، مركز فرماندهى بدن است و به وسيله سلسله اعصاب، همه اندامهاى بدن را به كار وا مىدارد و فعاليت همه اندامها از «سر» رهبرى مىشود. مقام فرماندهى در بدن انسان، كه يكى فرمان مىدهد و ديگران عمل مىكنند، در «سر» متمركز است. وقتى خواستيم شبيه اين حالت و وضعيت را به جامعه منتقل كنيم، مىگوييم: آن مقامى كه در جامعه فرمان مىدهد و ديگران بايد عمل كنند، شخصى است كه داراى مقام فرماندهى و «سر بودن» است كه در عربى از آن به «رياست» تعبير مىشود. بنابراين، مفاهيم اعتبارى از راه عاريه گرفتن و استعاره از امور عينى و حقيقى به دست مىآيد؛ مثل مفهوم سر كه ابتدا آن را در پيكر خود در نظر مىگيريم، آن گاه شبيه آن را در جامعه به كار مىبريم.