حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٣٩ - داوری داوران معصوم درحدوث و قِدَم «ما سویالله»
ناگفته نماند که اگر مراد از این اصل، اصل برگرفته از آموزههای وحیانی باشد ـ که باید هم اینگونه باشد ـ جهان به طور حتم آغاز دارد و کمترین شاهد آن، همین سه قسم از روایاتی میباشد که نگاه اول عهدهدار بیان آن است. و اگر پشتوانة این اصل، «فیاضیت» ـ آن هم فیاضیتی که ادعا شده بالذات است [٢٣١]ـ و یا «علت تامه» بودن الله تعالی باشد (چنانچه از مثال خورشید و شعاع آن استفاده میشود[٢٣٢] )، در نگاه سوم و چهارم بررسی خواهد شد.
ایشان در جایی دیگر از جانب فلاسفه مینویسد: «نیازمندی و بینیازی یک شیءبه علت، به «امکان» است و ربطی به «حدوث و قِدَم» ندارد، چنانچه اگر فرض شود که شعاع خورشید ازلاً و ابداً با خورشید بوده است، لازم نمیآید که شعاع، بینیاز از خورشید باشد، چرا که شعاع نمیتواند مستقل از خورشید وجود داشته باشد و وجودش وابستة به اوست».[٢٣٣]
به نظر میرسد این بیانات، از چند جهت قابل تأمل باشد:
اول: این فرمایش امیرالمؤمنین٧: « لَوْ كَانَ قَدِيماً لَكَانَ إِلَهاً ثَانِيا »[٢٣٤]، در اینکه «امکان» با «قِدَم» جمع نمیشود، صراحت دارد.[٢٣٥]
دوم: تشبیه رابطة الله تعالی با «ماسوی» به خورشید و شعاع آن، با چشمپوشی از اینکه با تشبیه، معرفت میسر نیست -چنانچه امامرضا٧ میفرماید: «فَلَيْسَ اللَّهَ عَرَفَ مَنْ عَرَفَ بِالتَّشْبِيهِ ذَاتَه»؛[٢٣٦] پس خدای را نشناخته آن که به واسطه تشبیه، ذاتش را شناخته ( که آن جناب را چون آفریدگان و مانند ایشان دانسته است)- تشبیهی بدون «وجهشبه» و قیاسی معالفارق است، چرا که شعاع خورشید به «وجود» خورشید موجود است، نه به «ایجادش»؛ یعنی فاعلیت خورشید نسبت به شعاعش، بالطبع بوده و شعاع از دل خورشید و از ذات و دگرگونی آن صادر میشود، اما «ماسوی» به «ایجاد» الله تعالی موجود میباشد، نه به وجودش و بین خالق و خلق، تباین کامل و جدایی ذاتی وجود
[٢٣١]. همان.
[٢٣٢]. ر.ک: منطق، فلسفه، ص١٧٩
[٢٣٣]. همان.
[٢٣٤]. نهجالبلاغه، خطبة ١٨٦
[٢٣٥] . ر.ک: البحار، ج٥٤، ص٢٣.
[٢٣٦]. التوحید، ص٣٥ و الاحتجاج ، ج٢ ، ص٣٩٨.