حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٣٣ - داوری داوران معصوم درحدوث و قِدَم «ما سویالله»
چه چیز نو و چه چیز کهنه است؛ اما مقصود فلاسفه از حادثبودن و نوبودن یک چیز، آن است که آن چیز پیش از آنکه بود شده است، نابود بوده است؛ یعنی اول نبوده و بعد بود شده است. مقصودشان از قدیمبودن و کهنهبودن این است که آن چیز همیشه بوده است و هیچگاه نبوده است که نبوده... فلاسفه، «حدوث» را به «مسبوقبودن هستی شیء به نیستی خودش» و «قدم» را به «مسبوقنبودن هستی شیء به نیستی خودش» تعریف میکنند.[٢٠٤]
در کتاب مزبور بعد از ارائة مطلبی که از قبل به وسیلة اندیشمندان صاحبنامی همچون: شیخصدوق، ملاصدرا، قاضیسعیدقمی، علامهمجلسی[٢٠٥] و... به ثبت رسیده بود، در ادامه چنین آمده.
بحث حادث و قدیم این است که آیا همه چیز در عالم حادث است و هیچ چیز قدیم نیست؟ یعنی هر چیز را در نظر بگیریم قبلاً نبوده و بعد هست شده است؟ یا همه چیز قدیم است و هیچ چیز حادث نیست؛ یعنی همه چیز همیشه بوده است؟ یا برخی چیزها حادثاند و برخی چیزها قدیم؟ یعنی به عنوان مثال، شکلها، صورتها، ظاهرها حادثاند، اما مادهها، موضوعها، ناپیداها قدیماند؟ و یا اینکه افراد و اجزا، حادثاند، امّا انواع و کُلها قدیماند؟ یا اینکه امور مجرّد و مافوق مادی قدیماند؟ و یا اینکه فقط خدا، یعنی خالق کلّ و علّةالعلل قدیم است و هرچه غیر اوست، حادث است؟ بالأخره جهان حادث است یا قدیم؟متکلّمان اسلامی معتقدند که فقط خداوند قدیم است و هرچه غیر از خداست که بهعنوان «جهان» یا «ماسوی» نامیده میشود، اعم از ماده و صورت و اعم از افراد و انواع و اعم از اجزا و کُلها و اعم از مجرد و مادی همه حادثاند؛ ولی فلاسفة اسلامی معتقدند که حدوث از مختصات عالم طبیعت است، و عوالم مافوق طبیعت، مجرد و قدیماند. در عالم طبیعت نیز اصول و کلیات قدیماند، فروع و جزئیات حادثاند. علیهذا جهان از نظر فروع و جزئیات، حادث است، اما از نظر اصول و کلیات، قدیم است.[٢٠٦]
به نظر میرسد، سخنان سخنوران معصوم: در این مسئله از چند نگاه قابل پیگیری باشد که به منظور اختصار، تنها به چهار «نگاه» اکتفا میشود.
[٢٠٤]. منطق، فلسفه، کلیات علوم اسلامی، ص١٧٧.
[٢٠٥] . ر. ک: التوحید، ص٣٠٤؛ رسالة فی الحدوث، ص١٦؛ شرح توحیدالصدوق، ج١، ص١٢١ مرآة العقول، ج١، ص٢٣٥.
[٢٠٦]. منطق، فلسفه، ص ١٧٧-١٧٨