حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٠٣ - سیّدبنطاووس و حوزههای گوناگون روایی
است. شاید توجیه اینگونه روایتها – اگر روایت صحیح باشد – آن است که اگر سجع تکلّفآمیز یا برای غیرخدا باشد و یا بهرهاش از آداب سنت و کتاب اندک باشد [نکوهیده است].[٩٩]
سید سپس میافزاید که وی نیز در انشای دعا از تکلف دوری جسته و آنچه را خدا بر زبان او جاری ساخته است، به قلم میآورد.[١٠٠] این دیدگاه سید، بهویژه آنگاه اهمیت بیشتری مییابد که بدانیم برخی از دانشیان علم معانی و بیان، سجع در سخن را نکوهیده و آن را از شیوه عربهای فصیح به دور دانسته و از اینرو بر خطبههای امیرالمؤمنین٧ خرده گرفتهاند![١٠١] در برخی روایتهای سنی نیز از ابنعباس آوردهاند که از سجع در دعا پرهیز میداده و بر این باور بوده که رسولاکرم٦ و یاران ایشان از آن دوری میجستهاند.[١٠٢] به هر روی، سید در انشای دعا هرگز بهدنبال عبارتپردازی نبوده و معنا را فدای آرایش لفظ نکرده است و دعاهای انشاشده از سوی وی، گواه این سخن است.
٢. مراد از واژه «وجوب» در مستحبات
از نگاه سید آنگاه که در احادیث، واژه «وجوب» برای کاری که ظاهراً باید مستحب باشد به کار رود، این لزوماً به معنای «وجوب» اصطلاحی آن کار، که جایز نبودن ترک آن را نیز در خود دارد، نیست. وی پس از گزارش حدیثی که امام٧ در آن غسل روز عید قربان را «واجب» شمردهاند، مینویسد:
اگر [در جایی] لفظ «وجوب» برای کاری [مانند غسل] به کار رفته باشد که عمل [متشرعان] بدان کار، ظهور در استحباب آن دارد [میتوان گفت] شاید مراد از لفظ وجوب، تأکید بر انجام آن کار و نشاندادن برتری آن غسل بر دیگر غسلهایی است که در آن درجه از اهمیت نیستند.[١٠٣]
حمل «وجوب» بر استحباب مؤکّد، تقریباً در همه روزگاران در میان دانشوران شیعه شناختهشده و رایج بوده است.[١٠٤]
[٩٩]. همان.
[١٠٠]. همان، ص٢٠.
[١٠١]. برای آشنایی با این دیدگاه و پاسخ ابنابیالحدید به آنها ر.ک: به شرح ابنابیالحدید، ج١، ص١٢٦ و پس از آن.
[١٠٢]. صحیح البخاری، ج٧، ص١٥٣ و شبیه آن از عایشه در مسند احمد، ج٦، ص٢١٧.
[١٠٣]. الإقبال، ص٧٣٣.
[١٠٤]. برای نمونه: تهذیبالأحکام، ج١، ص١٩، ٢٢، ٢٨ و...؛ المعتبر، ج١، ص٧٣، ١٥٥ و... .