١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص

حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٠٠ - سیّدبنطاووس و حوزههای گوناگون روایی

روزی‌ها مقدر می‌گردد؛ بنابراین شب نیمه شعبان، شب مژده‌دادن است و شب نوزدهم ماه رمضان شب تحقق آن مژده.

- شاید در شب نیمهشعبان، تنها روزی و اجل برخی مردمان روشن می‌گردد، ولی در شب نوزدهم روزی‌ها و اجل همه آدمیان مشخص می‌گردد.[٨٤]

سید برای حل ناسازگاری‌ها گاه – علاوه بر احتمال‌های معنایی– گمانه اشتباه ناسخ[٨٥]، خطای راویان[٨٦] و تقیه[٨٧] را نیز دور از ذهن نمی‌داند. این روش سید در کتاب‌های مفصل وی در زمینه دعا، هم‌چون الإقبال فراوان و در نگاشته‌هایی هم‌چون الدروع که حجم کوچک‌تری دارند، اندک است. نکته مهمی که شایسته یادآوری است آن که در موارد ناسازگاری، سید هیچ‌گاه در صدور دعا خدشه نمی‌کند و فراتر از آن، همیشه تلاش می‌کند حجیّت آن روایت و شایان پذیرش‌بودن آن را نیز به گونه‌ای ثابت کند، تا به هر روی به مضمون آن – گرچه با تأویل ظاهر آن – عمل کرده باشد یا مضمون آن را قابل قبول معرفی کند؛ جز در یکی ـ دو مورد که احتمال تقیه را مطرح می‌نماید و طبیعتاً در این هنگام نمی‌توان به ظاهر آن دعا عمل کرد یا بدان اعتقاد داشت؛ گو این‌که باز در اینجا نیز صدور آن روایت را مخدوش نمی‌سازد.

٩. نقل حرزها و شکل‌های رمزی

در برخی نگاشته‌های سید، حرزهایی[٨٨] به شکل رمزی و دربردارنده نقش‌ها یا واژگانی که معانی خاصی از آن‌ها برداشت نمی‌شود، می‌توان دید. [٨٩] درباره این گونه شکل‌ها، چند نکته را باید یادآوری کرد؛ نخست آن‌که حجم این‌گونه شکل‌های رمزی در نگاشته‌های سید بسیار اندک است؛ دیگر آن‌که این حرزها تنها در مهج‌الدعوات و الأمان دیده می‌شود، که موضوع آن‌ها با بهره‌گیری از چنین نمادها و رمزها تناسب دارد. البته


[٨٤]. الإقبال، ص٤٧٢ – ٤٧١؛ برای نمونه‌های دیگری از این حلّ تعارض ر.ک: به الإقبال، ص٢٦٢، ٢٦٧- ٢٦٨، ٣٣٠، ٤٧١، ٦٤١ و ٦٤٧و الدروع، ص٦٣ و ٦٥.

[٨٥]. الإقبال، ص٢٦١.

[٨٦]. همان، ص٢٦٢.

[٨٧]. همان و نیز ص٣٣٠.

[٨٨]. «حرز» در فرهنگ دینی هر گونه دعا یا عبارتی را گویند که مایه حفظ و در امان‌ماندن از آفت و بلاها باشد و به وسیله آن پناه جویند. حرز گونه‌هایی دارد؛ مانند حرزهای خواندنی یا نوشتنی. ر.ک: به دایرةالمعارف تشیّع، ج٦، ص٢٠٩، مدخل «حرز» به خامه سیدمهدی حائری.

[٨٩]. برای نمونه، نک: به مهج‌الدعوات، ص٣٠ – ٣١ و آداب سفر (ترجمه الأمان)، ص١٢٥ – ١٢٤، ١٧٩ و ١٨٧ – ١٨٦.