پیامبر امی
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
پیامبر امی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧
بلاذری آنگاه چند زن از زنان مسلمان را نام میبرد که در دوره اسلام ، هم میخواندند و هم مینوشتند ، و یا تنها میخواندند . میگوید : " حفصه همسر پیغمبر مینوشت . ام کلثوم دختر عقبة بن ابی معیط ( از زنان مهاجر اولیه ) نیز مینوشت . عایشه دختر سعد گفت پدرم به من نوشتن آموخت . کریمه دختر مقداد نیز
> اکرم " رقی " را منع و بعضی تجویز کرده است ، و خود مدعی میشود که احادیث منع، ناظر است به تعویذ به غیر نام خدا و به اینکه انسان توکلش را از خدا بر گیرد و به این تعویذها اعتماد کند ، و احادیث تجویز ناظر به این است که کسی متوسل به اسماء الهی شود و از خداوند اثر بخواهد . ابن اثیر در ماده " نمل " میگوید : آنچه به نام " رقیة النملة " معروف است ، در واقع از نوع " رقی " نبوده است ، جملههایی بوده معروف و همه میدانستند نفع و ضرری نمیرساند . رسول خدا به صورت شوخی و ضمنا نوعی کنایه به همسرش حفصه آن سخن را به شفاء فرمود . جملهها این بوده است : " العروس تحتفل ، و تختضب ، و تکتحل ، و کل شیء تفتعل غیر أن لا تعصی الرجل " یعنی عروس در میان جمع مینشستند ، رنگ میبندد ، سرمه میکشد ، عروس همه کار میکند جز اینکه شوهرش را نافرمانی نمیکند . این جملهها را " رقیة النملة " مینامیدند و ظاهرا در این نامگذاری نیز نوعی شوخی و طنز به کار رفته است . ابن اثیر میگوید : رسول اکرم از روی شوخی و طنز به شفاء فرمود همان طوری که نوشتن را به حفصه یاد دادی خوب بود " رقیة النملة " را نیز یاد میدادی . اشاره به اینکه این خانم فرمان مرا اطاعت نکرد و رازی که به او گفته بودم ( در تاریخ معروف است و آیه اول سوره تحریم ناظر به آن است ) را افشا نمود.