ظفرنامه - ابن سينا - الصفحة ٩ - ظفرنامه

نيكى‌ [١] يابى و هم از [٢] خداى تعالى ثواب آن جهان يابى‌ [٣]. گفتم بهتر از زندگانى‌ [٤] چيست، گفت نيك نامى‌ [٥]. گفتم بتر از مرگ‌ [٦] چيست، گفت‌ [٧] بيم و درويشى‌ [٨]. گفتم عاقبت را [٩] چه بهتر، گفت خشنودى‌ [١٠] خداى تعالى‌ [١١]. گفتم چه چيزست كه مروت‌ [١٢] را تباه‌ [١٣] كند، گفت چهار [١٤] چيزست‌ [١٥]، مهتران‌ [١٦] را بخيلى و [١٧] دانشمندان را عجب و [١٨] زنان را بى‌شرمى و مردان را دروغ. گفتم درين جهان كه بدبخت‌تر، گفت درويش كه تكبّر كند [١٩]. گفتم چه چيزست كه كار مردم پارسا [٢٠] تباه كند، گفت‌


[١] . چنين است در ح. د: يابند. نسخ ديگر: اين جهان ازيشان پاداش بينند.

[٢] . چنين است در ح. ج و گ: و در آن جهان از خداى تعالى ثواب يابند. ع و س: و هم در آن ...

[٣] . چنين است در ح. ج و گ: و در آن جهان از خداى تعالى ثواب يابند. ع و س: و هم در آن ...

[٤] . چنين است در ح و ج و ع و گ و س. ش: بهترين زندگانى.

[٥] . چنين است در ح. ج و ع و گ و س: گفت فراغت و امن. ش و م و د: فراغت و ايمنى.

[٦] . چنين است در ج و ع و س. ش: بدترين مرگ.

[٧] . ع: گفت بدتر از مرگ.

[٨] . چنين است در ح. ج و ع و گ و س: درويشى و بيم. ش: گفت مفلسى.

[٩] . چنين است در ج و س. ح: عاقبت. ع: عافيت. ش اين كلمه را ندارد.

[١٠] . چنين است در ح و ع و ش و س. ج و م: خشنودى.

[١١] . ش: حق عزّ و جلّ.

[١٢] . چنين است در ح و ج و ع و س. ش: مودّت. م: مردم.

[١٣] . چنين است در ح و ج و ع و گ و س. ش: خراب.

[١٤] . از اين كلمه تا كلمه ستودن اصلا از ع سقط شده است.

[١٥] . اين كلمه در نسخه س نيست. ح: گفت مهتران ...

[١٦] . چنين است در ح: نسخ ديگر: بزرگان.

[١٧] . اين حرف جز در ح و س و ش در نسخ ديگر نيست.

[١٨] . اين حكمت جز در ح در هيچ يك از نسخ ديگر نيست.

[١٩] . اين حكمت جز در ح در هيچ يك از نسخ ديگر نيست.

[٢٠] . س: پارسا را. ح و د: دانا. ش: مردم را.