ظفرنامه - ابن سينا - الصفحة ١٨ - ظفرنامه
سخاوت [١] بىمنت و [٢] به خدمت [٣] بىطلب مكافات. گفتم [٤] چند چيز است كه زندگانى بدان [٥] آسان توان كرد [٦]، گفت سه چيز [٧]، پرهيزگارى و بردبارى و بىطمعى. گفتم سرمايه حرب كردن چيست، گفت عزم درست و نيرو و نشاط [٨]. گفتم [٩] چند چيزست كه از بيشى [١٠] مستغنى نيست، گفت سه چيز [١١]، خردمند اگر چه عاقل [١٢] بود از مشورت [١٣] مستغنى [١٤] نباشد [١٥] و [١٦] مرد حرب [١٧] اگر چه نيرومند [١٨] بود از حيلت مستغنى
[١] . چنين است در ح. ج و ع و س: و سخاوت بىمنت. د: كرم بىمنت. از نسخه ش سقط شده است.
[٢] . چنين است در ح. ج و ع و س: و سخاوت بىمنت. د: كرم بىمنت. از نسخه ش سقط شده است.
[٣] . چنين است در ح. ساير نسخ: و خدمت.
[٤] . از اين جا تا عبارت «گفتم چند چيزست كه از بيشى ...» از نسخه ش سقط شده است.
[٥] . چنين است در ج و س و د. ح و ع: با آن.
[٦] . چنين است در نسخه ج و س و د. ع: گذارد.
[٧] . چنين است در ح. اين دو كلمه از ساير نسخهها افتاده است.
[٨] . چنين است در ح و ع و س و گ و ت. ج: نيروى نشاط.
[٩] . اين حكمت در ح بدين موضع است لكن در نسخههاى ديگر حكمت بعد مقدم و اين مؤخر آمده است.
[١٠] . ح: ديگر چيز.
[١١] . چنين است در ح، ساير نسخ: گفت خردمند ...
[١٢] . ح: توانا.
[١٣] . دو كلمه «از مشورت» از نسخه ش سقط شده است.
[١٤] . ج: مستثنى. اين حكمت در نسخه ش بدين صورت آمده است: گفتم چيست كه ديگرى مستغنى نيست؛ گفت سه چيز خردمندان را مشاورت با دانايان و مرد حرب اگر چه نيرومند بود وز حيلت و بازى (يارى؟) و زاهد اگر چه پرهيزگار بود از عبادت.
[١٥] . چنين است در ج و ع. س نبايد. ح: نيست.
[١٦] . اين حرف در نسخه س نيست.
[١٧] . چنين است در ح. نسخههاى ديگر: جنگى.
[١٨] . چنين است در ح و ش. ج و ع و س: زورمند.