ظفرنامه - ابن سينا - الصفحة ١٢ - ظفرنامه

چه‌ [١] نيكوترست‌ [٢]، گفت تواضعى‌ [٣] بى‌مذلّت‌ [٤] و [٥] رنجى نه از بهر اين جهان‌ [٦] و سخاوتى نه از بهر مكافات‌ [٧]. گفتم‌ [٨] اندر [٩] جهان چه زشت‌تر [١٠]، گفت تندى از پادشاهان‌ [١١] و حريصى از عالمان‌ [١٢] و بخيلى از توانگران. گفتم‌ [١٣] اصل‌ [١٤] تواضع چيست، گفت روى تازه داشتن‌ [١٥] با فروتر از خود [١٦] و از همچو خودى فروتر نشستن‌ [١٧] و از ريا دور بودن‌ [١٨]. گفتم تدبير از كه پرسم تا [١٩] مصيبت زده نشوم‌ [٢٠]، گفت از آن كس‌


[١] . چنين است در ح و ش. ساير نسخ چه چيز.

[٢] . ش: نيك‌ترست. ح و ج و س: نيكوتر. اين پرسش و پاسخ در نسخه ع نيامده است.

[٣] . چنين است در ح. نسخ ديگر: تواضع.

[٤] . چنين است در ح. ش و م: منت.

[٥] . اين حرف در ج و ع نيست.

[٦] . چنين است در ح. د: و رنج از بهر خير آن جهان. ج: رنج بردن در كارها نه از بهر دنيا.

س: رنج بردن در كارها از بهر دين. اين جزء در ش نيست.

[٧] . چنين است در ح. س و ش و م و د: سخاوت نه ... ج: و سخاوت نه از بهر مكافات از خود و دست بازداشتن از زنا.

[٨] . اين حكمت در ج و ع نيامده است.

[٩] . چنين است در ح. ساير نسخ: در.

[١٠] . س: در اين جهان چه چيز بدتر. د: چه چيز است زشت درين جهان.

[١١] . چنين است در ح و س. ش: گفت دو چيز ... د: گفت تندى از پادشاه.

[١٢] . اين جزء فقط در ح آمده است لكن به جاى حريصى در اصل ازيصى (؟) است.

[١٣] . اين حكمت از ج سقط شده است.

[١٤] . چنين است در ح و ش و گ و س. ع: از اصل.

[١٥] . چنين است در ح و ش و د. ع و گ و س: تازه روئى.

[١٦] . ح: با هر كسى. اين كلمات در ش و د نيست.

[١٧] . چنين است در نسخه د. ع و س و گ جزء «و از همچو خودى فروتر نشستن» را ندارد.

ش: و با جز از خود خوش بودن. ح: و نشستن دست خويش.

[١٨] . چنين است در نسخه د. ع و س و گ: و دست بازداشتن از زنا. ح: و دست بازداشتن از: اين جزء از نسخه ش سقط شده است.

[١٩] . اين جزء در ح و ش نيست.

[٢٠] . اين جزء در ح و ش نيست.