ظفرنامه - ابن سينا - الصفحة ١٠ - ظفرنامه
ستودن ستمكاران [١]. گفتم اين جهان [٢] بچه در [٣] توان يافتن [٤]، گفت به فرهنگ [٥] و [٦] سپاس دارى. گفتم چه كنم تا [٧] به پزشكم [٨] حاجت نيفتد [٩]، گفت كم خور [١٠] و كم گوى و خواب به اندازه كن و خود را به هر كس [١١] ميالاى [١٢]. گفتم از مردم [١٣] كدام بخردتر [١٤] ست [١٥]، گفت آن كس كه بيش داند و كم گويد [١٦]. گفتم ذلّ [١٧] از چه خيزد [١٨]، گفت [١٩] از نياز. گفتم نياز از چه خيزد [٢٠]، گفت از كاهلى و فساد [٢١]. گفتم رنج كم از
[١] . ح: تباه كاران.
[٢] . چنين است در ح. ش: دنيا. ساير نسخ، جهان را.
[٣] . چنين است در ج و ع و س و ش و گ. از ح و د سقط شده است.
[٤] . چنين است در نسخه ج. ح و ع و ش و س و گ و د: يافت.
[٥] . س: به فرهنگى.
[٦] . ش اين حرف را ندارد.
[٧] . چنين است در ح و س. ج و ع و ش و گ: كه.
[٨] . چنين است در ح. ساير نسخ: به طبيب.
[٩] . چنين است در ح. ساير نسخ نباشد.
[١٠] . چنين است در ج و ع و گ. ح: كم خوردن و كم رفتن و كم خوابى. ش: كم خوردن و كم به خواب رفتن و كم گفتن. س: كم خوردن و كم خفتن و كم مجامعت كردن.
[١١] . چنين است در ج و ع و گ. ح: كم خوردن و كم رفتن و كم خوابى. ش: كم خوردن و كم به خواب رفتن و كم گفتن. س: كم خوردن و كم خفتن و كم مجامعت كردن.
[١٢] . ج: مبالان.
[١٣] . ح و ش: از مردمان.
[١٤] . چنين است در ح. ج و ع و گ و س و ش: عاقلتر.
[١٥] . چنين است در ح و ش. اين كلمه در نسخ ديگر نيست.
[١٦] چنين است در ح. ش: آن كه كم گويد و بيش شنود و بسيار داند. ج و ع و س و گ: كم گوى بسيار دان.
[١٧] . ش: خوارى.
[١٨] . چنين است در ع و س. ش: از چيست. ج: از چه. اين حكمت از ح سقط شده است.
[١٩] . اين جزء در ج و ش و س نيامده است.
[٢٠] . اين جزء در ج و ش و س نيامده است.
[٢١] . «و فساد» در ح نيست.