احكام مطهرات و نجاسات - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٩٠ - چگونه پليدى را از خود برانيم
به عنوان يك اصل عقلائى شناخته شده تلقّى مىنمايد.
سنّت پيامبر هم به تفسير وحى، و هم به تطبيق رهنمودهاى وحى بر موضوعات و مصداقها پرداخته و انواع نجاستها و ناپاكيها از قبيل خون، مردار، ادرار، مدفوع و... را بيان كرده است. البتّه همه اينها، مثالهاى رائج و مصداقهاى شايع براى آن اصول كلّىاى بود كه قرآن بيان كرده است.
بدين ترتيب بر ما لازم است كه از هر چيز كه يقين به پليدى و ناپاكى آن داشته باشيم، پرهيز كنيم و به هر وسيله ممكن نظافت و پاكيزگى را مراعات نماييم.
و به هيچ وجه درست نيست كه وحى يا عقل و يا علم را- با همه تحوّل و تكاملى كه بدست آورده- كنار بگذاريم، و يا بين آنها وبين سنّت شريف و اجتهاد فقها، تضاد و تناقض تصوّر كنيم.
بايد بدانيم همچنانكه قرآن در مورد ضرورت طهارت، فطرت و عقل بشر را متبلور ساخته و آن دو را لغو نكرده است، در مورد وسائل و ابزار پاكيزگى و كيفيّت اجتناب از نجاسات و ابعاد نجاسات نيز با اينكه سنّت پيامبر و ائمّه اطهار، احكام آن را بيان كرده ولى بازهم عقل را كنار نگذاشته، زيرا سنّت داراى اصول و قواعدى است كه مىتواند در مسائل مبهم و مجمل و حوادث نوين، دليل كافى براى ما محسوب شود. از همين رو- به طور مثال- وقتى چيز نجس استحاله شود و به چيز ديگر تبديل گردد، نجاست آن نيز از بين مىرود زيرا عقل مىگويد كه اين چيز ديگر است (مثل اينكه مردار به خاك، و خون به مشك، و چوب نجس به خاكستر تبديل گردد)