کاشف الاستار(ترجمه جامع الاخبار) - الشعيري، محمد - الصفحة ١٥٠ - فصل پنجم در ثواب كندن قبر و در سؤال قبر و ضقه مرگ
او را زبانيه كه نه چنين است اين كلمهايست كه توئى گوينده آن و ندا كند ايشان را فرشته كه اگر بازگردانند ايشان را بدنيا البتّه عود كند بآنچه نهى كردهاند ايشان را از آن پس چون داخل قبر كنند او را باز گردند مردمان بيايند او را منكر و نكير در هولناكترين صورتى پس بدارند او را بر پاى و بعد از آن گويند او را كه كيست ربّ تو و چيست دين تو و كيست پيغمبر تو پس آشفته شود و زبان او قادر نشود بر جواب پس بزنند او را يك ضربت از عذاب خدا كه بترسند از آن همه چيز بعد از آن گويند او را كه كيست ربّ تو و چيست دين تو و كيست پيغمبر تو گويد كه نميدانم پس گويند او را كه ندانستى و راه نيافتى و رستگار نگشتى بعد از آن بگشايند از براى او درى بدوزخ و بياورند بوى آبى بسيار گرم از جهنّم و اينست قول خداى تعالى كهوَ أَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ فَنُزُلٌ مِنْ حَمِيمٍ وَ تَصْلِيَةُ جَحِيمٍيعنى در آخرت باشد كافر را اين و گفت مردى ابو ذر را رحمة اللَّه عليه كه چيست ما را كه زشت ميداريم مرگ را فرمود براى آنكه عمارت كرديد شما دنيا را و خراب كرديد آخرت را پس زشت ميداريد نقل از عمارت آباد را بخراب گفتند او او را كه چگونه مىبينى آمدن ما را نزد خدا فرمود امّا نيكوكار چون غايب است كه بيايد بر اهل خود و امّا بدكردار مثل بنده گريخته است كه بيارند او را بصاحب او گفتند چگونه مىبينى حال ما را نزد خدا فرمود عرض كنيد كردار خود را بر كتاب خدا كه خداى تعالى مى فرمايدإِنَّ الْأَبْرارَ لَفِي نَعِيمٍ وَ إِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍبدرستى كه نيكوكاران در بهشت نعيماند و بدرستى كه بدكاران در دوزخ و جهنماند گفت مردى كه پس كجاست رحمت خدا فرمود