کاشف الاستار(ترجمه جامع الاخبار) - الشعيري، محمد - الصفحة ١٢٣ - فصل اول در صفت فقر و فقيران
يَسْئَلُونَ النَّاسَ إِلْحافاًصدقه و نفقه شما از براى درويشان است آنان كه بازداشته شدهاند در طاعت خدا نميتوانند سير كردن در زمين مىپندارد ايشان را نادان از حال ايشان كه ايشان توانگرانند بسبب باز ايستادن از سؤال خلق تو ميشناسى ايشان را بنشان و علامت در رويشان آنست كه سؤال نكند مردمان را از روى الحاح و ابرام و فرمود خداى تعالى در سوره انعام كهوَ لا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُو مران از مجلس خود آن درويشان را كه ميخوانند پروردگار خود را در صباح و شب ميخواهند بر آن رضاى خود را و پرسيدند از پيغمبر (ص) كه چيست فقر فرمود آن حضرت خزانه است از خزانههاى خداى تعالى عرض كردند مرتبه دويم كه چيست فقر يا رسول اللَّه فرمود كرامتى است از جانب خداى تعالى عرضكردند مرتبه سيم كه چيست فقر فرمود آن حضرت كه خيريست كه نميدهد آن را خدا مگر به پيغمبرى مرسل يا مؤمنى بزرگوار بر خداى تعالى و فرمود حضرت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله كه فقر سختتر از كشتن است و فرمود آن حضرت (ع) كه وحى كرد خداى تعالى بابراهيم (ع) و فرمود يا ابراهيم آفريدم تو را و مبتلا كردم تو را بآتش نمرود پس اگر مبتلا ميكردم تو را بفقر و برميداشتم از تو صبر چه ميكردى پس عرضكرد ابراهيم عليه السلام كه اى پروردگار من آيا فقر سختتر است از آتش نمرود فرمود خداى تعالى كه بعزت و جلال من قسم كه نيافريدم در آسمان و زمين سختتر از فقر عرضكرد اى پروردگار من هر كه طعام دهد گرسنه را پس چيست جزاى او فرمود جزاى او آمرزش است اگر چه باشد گناهان او بمقدار آنكه پر گرداند ميان آسمان و زمين را و اگر نمىبود رحمت پروردگار من بر فقيران امّت من نزديك بود كه فقر كفر باشد پس برخاست مردى از صحابه كه نام