کاشف الاستار(ترجمه جامع الاخبار) - الشعيري، محمد - الصفحة ١٣٨ - فصل هشتم در خمر
بيرون ميروند از طاعت خدا پس جاى ايشان آتش است هر چند كه اراده كنند كه بيرون آيند از آن بازگردانند زبانيه ايشان را در آن و گويند ايشان را كه بچشيد عذاب آتشى كه بوديد در دنيا بآن دروغ ميدانستيد و فرمود پيغمبر (ص) كه چون روز قيامت شود بيرون آيد از جهنم جنسى از عقرب كه سر او در زير آسمان هفتم و دم او زير هفتم طبقه زمين باشد و دهان او از مشرق تا مغرب پس گويد كجايند آنان كه خلاف و نزاع كردهاند خدا را و رسول او را پس فرود آيد جبرئيل عليه السلام و گويد اى عقرب كرا ميخواهى گويد ميخواهم پنج نفس را ترككننده نماز و منعكننده زكاة و خورنده ربا و آشامنده خمر و قومى را كه حديث گفتند در مسجد بسخن دنيا و فرمود پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله كه خمر جمعكننده همه گناهان است و اصل جميع پليديها است و كليد كل بديها است و فرمود پيغمبر كه يا على هر كه ترك كند خمر را از براى غير خدا آب دهد او را خدا از رحيق مختوم پس فرمود على عليه السلام آيا از براى غير خدا ترك كند فرمود بلى بخدا سوگند كه از براى حفظ نفس خود ترك كند و خدا شكر كند او را از براى اين و فرمود صلّى اللَّه عليه و آله يا على شارب الخمر قبول نميكند خدا نماز او را چهل روز و اگر بميرد در اين چهل روز كافر مرده است گفت مصنف اين كتاب ره يعنى هر گاه حلال داند او را و فرمود پيغمبر (ص) كه يا على مىآيد بر شارب الخمر ساعتى كه نميشناسد در آن پروردگار خود را عز و جل يا على آفريد خداى عز و جل بهشت را از دو خشت خشتى از طلا و خشتى از نقره و گردانيد ديوارهاى آن را از ياقوت و سقف آن را از زبرجد و سنگريزه آن را از مرواريد و خاك آن را از زعفران و مشك خوشبوى بعد از آن گفت او را كه سخن گوى پس گفت
لا اله الّا اللَّه الحىّ القيّوم
بتحقيق كه نيك