کاشف الاستار(ترجمه جامع الاخبار) - الشعيري، محمد - الصفحة ٢٢ - فصل دوم در بيان بعضى از فضايل امير المؤمنين على ابن ابى طالب عليه السلام
براى جميع مردمان كافى بود ايشان را همان فضل قول رسول خدا (ص) من كنت مولاه فعلىّ مولاه هر كه من بودم مولاى او پس على مولاى اوست و قول او (ص) كه على از منست و من از اويم و قول او صلّى اللَّه عليه و آله كه على از منست همچون نفس من طاعت او طاعت منست و معصيت و نافرمانبردارى او معصيت منست و قول آن سرور كه فرمود على از من چون هرون است از موسى و قول او صلّى اللَّه عليه و آله كه جنگ على جنگ خداست و صلح على صلح خداست و قول او (ص) كه دوست على دوست خداست و دشمن على دشمن خداست و قول او (ص) كه على حجت خداست و خليفه اوست بر بندگان او و قول او (ص) كه محبت على (ع) ايمانست و بغض او كفر است و قول او (ص) كه لشكر على (ع) لشكر خداست و لشكر دشمنان على لشكر شيطانست و قول آن سرور كه فرمود على با حق است و حق با اوست جدا نميشوند از يك ديگر تا وارد شوند بر من در حوض كوثر و قول او (ص) كه على قسمتكننده بهشت و دوزخست و باز فرمود هر كه جدائى كند با على بتحقيق كه جدائى كرده است با من و هر كه جدائى كند با من بتحقيق كه جدائى كرده است با خداى عز و جلّ و فرمود آن سرور شيعه على (ع) ايشانند كه رستگارانند در روز قيامت (١) حديث كرد ما را احمد بن صايغ گفت حديث كرد ما را عيسى بن محمد علوى گفت حديث كرد ما را ابو عوانه گفت حديث كرد ما را محمد بن سليمان بن بزيع الحزاز گفت حديث كرد ما را اسماعيل ابن ابان از سلام ابن ابى عمر خراسانى از معروف بن خرّبوذ مكى از ابى طفيل عامر بن واثله و حذيفه بن اسيد غفارى گفت فرمود رسول خدا (ص) اى حذيفه بدرستى كه حجت خدا بر شما بعد از من على (ع) بن ابى طالبست كفر بوى كفر بخداست و شرك بوى شرك بخداست و شك بوى شك