کاشف الاستار(ترجمه جامع الاخبار) - الشعيري، محمد - الصفحة ١٨٢ - فصل هفدهم در ذكر زمان بدى كه ترسانيده است پيغمبر صلى الله عليه و آله كه مىآيد بر مردمان
آن را در غير وقت خود و بگمارد برايشان بدتران ايشان را كه ميرساند بر ايشان سختى عذاب ميكشند پسران ايشان را و باقى ميگذارند زنان ايشان را پس دعا ميكنند نيكان ايشان و قبول نميشود از براى ايشان فرمود رسول خدا (ص) كه مىآيد بر مردمان زمانى كه شكمهاى ايشان خداهاى ايشانست و زنان ايشان قبله ايشان و دينارهاى ايشان دين ايشانست و شرف ايشان متاع ايشان باقى نيست از ايمان مگر اثر آن و نه از قرآن مگر درس آن مسجدهاى ايشان معمور است از بنا و دلهاى ايشان خرابست از هدى عالمان ايشان بدترين خلق خدااند بر روى زمين در اين وقت مبتلا ميگرداند ايشان را خداى تعالى بچهار خصلت جور از پادشاه و قحط از زمان و ظلم از سرداران و حاكمان و پرستيدن بتها پس تعجب كردند صحابه و عرضكردند يا رسول اللَّه آيا ميپرستند بتان را فرمود هر درهم پيش ايشان بتى است و فرمود پيغمبر (ص) كه ميايند در آخر الزمان مردمانى از امّت من كه ميايند در مسجدها مىنشيند در آن حلقه ذكر ايشان دنيا و حب دنيا است همنشينى مكن با ايشان كه نيست خدا را با ايشان هيچ حاجت و فرمود پيغمبر (ص) كه مىآيد زمانى بر امت من كه ميگريزند از عالمان چنانچه ميگريزد گوسفند از گرگ مبتلا ميگرداند ايشان را خداى تعالى بسه چيز اوّل باز ميگيرد بركت را از مالهاى ايشان و دوّم مسلّط ميسازد خدا بر ايشان پادشاه ستمكار و سيم بيرون روند از دنيا بىايمان از انس فرمود پيغمبر (ص) كه مىآيد بر مردمان زمانى كه كه صبركننده از ايشان بر دين چون گيرنده آتشست بر مشت خود و فرمود (ص) كه مىآيد زمانى بر امت من كه امراء ايشان باشند بر جور و عالمان ايشان بر طمع