کاشف الاستار(ترجمه جامع الاخبار) - الشعيري، محمد - الصفحة ١٥٥ - فصل ششم در حال ميت وقت رفتن روح از وى و حال روح در حال خواب و بيدارى و در حال وى بعد از مفارقت وى از بدنها و نكته چند در خواب ديدن
نفسها كه مردهاند در وقت خواب ايشان پس نگاه ميدارد ان نفسرا كه حكم كرده است بر وى مرگ را و ميفرستد آن نفسرا كه قضا است بروى زندگى تا وقت نام برده شده كه اجل برسد پس نيست كه راى اين باشد كه روحها همه ميرسد بخدا نزد خواب نفس نگاهدارد آنچه خواهد و بفرستد آنچه خواهد پس فرمود او را امام موسى عليه السّلام كه نميرسد بوى مگر روح عقلها امّا روحها زندگى آن در بدنها است بيرون نميرود مگر بمرگ و ليكن خدا چون حكم كند بر نفسى مرگ را پس قبض كند روحى كه در آنست روح عقل و اگر روح حيوه بيرون رود و البته بدن مىافتد كه حركت نكند و بتحقيق كه زده است خدا اين مثل را در كتاب خود در قصه اصحاب كهف آنجا كه فرمودنُقَلِّبُهُمْ ذاتَ الْيَمِينِ وَ ذاتَ الشِّمالِميگردانيم ايشان را بجانب راست و جانب چپ آيا پس نمىبينى كه روحها در ايشان است بحركتهاى ايشان و روايت شده از يونس بن ظبيان كه او گفت خدمت امام جعفر صادق عليه السّلام نشسته بودم پس فرمود امام عليه السلام كه چه ميگويند مردمان در روحهاى مؤمنان عرض كردم كه ميگويند كه در حوصله يعنى در دانهدان مرغان سبزاند در قنديلها زير عرش پس فرمود حضرت امام جعفر صادق عليه السلام كه سبحان اللَّه مؤمن بزرگوارتر است بر خدا از آنكه بگرداند روح او را در دانهدان مرغ سبز اى يونس مؤمن را چون بميراند خداى تعالى بگرداند روح او را در قالبى مثل قالب او در دنيا پس ميخورند و مىآشامند پس چون بيايد بر ايشان آينده بشناسد او را بآن صورت كه بوده است در دنيا و در روايتى روايت شده از ابو بصير كه او گفت پرسيدم