ابوالفتوح رازي - قنبری، محمد - الصفحة ٧٤
اخروى او معقول نخواهد بود و با عدل خداوند منافات دارد . از اينجا اين بحث مطرح شد كه آيا هر چه خداوند انجام مى دهد، همان عدل است ولو اين كه مجازات انسان مجبور در آخرت باشد يا اين كه نه، برخى از امور، فى نفسه، عدل و بعضى از امر فى نفسه ظلم هستند و محال است كه آنچه را كه عقل انسان آن را قبيح مى يابد، مانند ظلم، از سوى خداوند صورت گيرد (حسن و قبح ذاتى امور).
از مطالب ديگرى كه بعدها بسيار بحث انگيز شد و باعث ريخته شدن خون افراد بسيارى شد، مسئله حدوث قرآن يا قدم آن بود .
از مكاتبى كه در تاريخ كلام اسلامى به عنوان مؤسس علم كلام از آن نام برده مى شود، مكتب «معتزله» است. [١] اين مكتب در نيمه دوم قرن اول هجرى آشكار شد و تا سه قرن (قرن چهارم) تنها جريان كلامى در ميان اهل سنت بود . در مقابل معتزله «اهل حديث» يا «اهل سنت» بودند كه اصولاً هر گونه بحث و تحليلى عقلانى را درباره مسائل دينى جايز نمى دانستند و به «تعبّد» صرف اعتقاد داشتند . اهل حديث در واقع، منكر علم كلام بودند .
بحث هاى كلامى به دربار خلفاى عباسى نيز كشيده شد و مأمون به معتزله تمايل پيدا كرد . (قرن دوم هجرى) در دوران خلافت وى معتزله مى خواستند مردم را به زور تابع عقيده خود درباره حادث بودن قرآن كنند. اين حادثه كشتارها و خونريزى ها و زندانها و بى خانمانى ها به دنبال داشت كه جامعه مسلمين را به ستوه آورد .
[١] استاد مطهرى توضيح مى دهد كه اين مطلب چندان صحيح نيست؛ زيرا بسيارى از مباحث كلامى پيش از آن در قرآن كريم و بيانات پيامبر صلى الله عليه و آله و على عليه السلام مورد بحث و نظر قرار گرفته است .