ابوالفتوح رازي - قنبری، محمد - الصفحة ١١٨
نزول آيات پيوسته موجب اختلاف در ترجمه نيز مى شده است. مترجمان در بسيار جاى ها مى توانستند كلمه را همچنان گنگ و نامعين ترجمه كنند و سپس در تفسير، معانى گوناگون آن را شرح دهند؛ مثلاً «ناگرويدگان» ممكن است منافقان، معارضان، يكى از غزوها، بت پرستان يا حتى جهودان باشند؛ اما در ترجمه، كلمه ناگرويدگان، با همان كنگى و نامعلومى، در همه تفاسير، خواه سنى و خواه شيعى، باقى مى ماند. گاه گنگى را ـ در جاى هايى كه كار برايشان تنگ مى آمد ـ به حد اعلى مى رساندند؛ مثلاً غالب مترجمان، آيه ثُمَّ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى را كه بسيار مسأله انگيز است، به «او بر عرض مستوى شد» ترجمه كرده اند، حال آن كه از اين جمله فارسى هيچ معنايى نمى توان به دست آورد.
حال اگر بتوانيم نشان دهيم كه ابوالفتوح در بسيار جاى ها، بلكه در همه جا، تفسير رسمى را پيش روى داشته و تا زمانى كه ترجمه با سليقه و مذاق شيعى او همنوا بوده، عينا همان را رونويس مى كرده، آن گاه به آسانى علت اختلاف ميان نثر ترجمه و نثر بقيه كتاب برايمان روشن خواهد شد و خواهيم دانست چرا گاه از تفسير قرن ششمى او، بوى قرن چهارم بر مى خيزد.
اين كار را چندين سال پيش، دانشمند خراسانى، دكتر ناصح انجام داده و مقاله خود را در يادنامه طبرى (مشهد ۱۳۶۹) به چاپ رسانده است. به همين جهت، ما نمونه هايى كه اينك مى آوريم، همان هايى است كه دكتر ناصح آورده است. [١]
لَّـلـءِن لَّمْ يَنتَهِ الْمُنَـفِقُونَ وَ الَّذِينَ فِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِى الْمَدِينَةِ. [٢]
الف . اگر نه باز ايستند منافقان و آنان كه در دل هايشان بيمارى است و ارجاف افگندگان در مدينه.
[١] الف = ترجمه ابوالفتوح؛ ب = ترجمه رسمى (طبرى).
[٢] سوره احزاب، آيه ۶۰ .