ابوالفتوح رازي - قنبری، محمد - الصفحة ٧٠
بدان ناطق است . هنوز دارند و مى استانند و احترام و توقير و ترفيع سادات و علماى شيعه در آن عهد و دولت معلوم و مشهور است ... در هر هفته، نظام الملك از رى به دوريست [١] رفتى و از خواجه جعفر [شيعى ]استماع كردى و بازگشتى از غايت فضل و بزرگى او . و آن خاندانى است به علم و عفّت و ورع و امانت مذكور خلفا عن سلف . و اين خواجه حسن كه پدر بوتراب است با نظام الملك حق خدمت و صحبت و الفت داشته او در حق وى مدايح گفته و شتّامى و لعّانى نكرده است [٢] .
البته اين مطلب را نيز بايد در نظر داشت كه عبد الجليل رازى در بسيارى از موارد در كتاب النقض نسبت به برخوردهاى تند و قهرآميز سلجوقى تغافل مى كند و سعى مى كند به نحوى چنين وانمود كند كه رفتار آنان با شيعيان دوستانه بوده است .
در حالى كه بايد بدانيم نظام الملك ـ كه خوش نام ترين وزير سلجوقى از جهت برخورد با شيعه است ـ خود يكى از مخالفان سرسخت تشيع بوده است . وى در كتاب سياست نامه خود، در بسيارى از موارد، به شيعيان بدگويى كرده و اعمال سخت گيرى نسبت به آنان را توصيه كرده است . وى مى نويسد:
در روزگار محمود و مسعود (غزنونى) و طغرل و آلپ ارسلان (سلجوقى) هيچ گبرى و ترسايى و رافضيى را زهره آن نبودى كه به صحرا آمدندى و يا پيش ترك شدندى، و كدخدايان تركان همه متصرف پيشگان خراسان بودند و دبيران خراسانى، حنفى مذهب يا شافعى مذهب پاكيزه باشند، نه دبيران و عاملان بد مذهب عراق به خويشتن راه دادندى، و تركان نه هرگز روا داشتندى يا رخصت دادندى كه ايشان را شغل فرمايند ... لاجرم بى
[١] از توابع رى بوده است = طرشت .
[٢] النقض، ص ۱۰۶ ـ ۱۰۹.