جهاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨
که با آنها بجنگیم ، با هر کسیکه مسلمان نیست ما مجازیم بجنگیم تا آنجا که آنها را خاضع کنیم اگر غیر مسلمان اهل کتاب نیست باید با او بجنگیم تا مسلمان شود یا کشته گردد و اگر اهل کتاب است باید بجنگیم تا مسلمان بشوند یا مسلمان نشوند و در برابر ما تسلیم بشوند و جزیه بپردازند . آنهائیکه میگویند باید مطلق را بگیریم ( یعنی اگر کسی بگوید مطلق را باید گرفت ) اینجور میگوید . ولی اگر کسی بگوید مطلق را باید حمل بر مقید کرد ، میگوید نه ، با کمک آیات دیگری که در قرآن داریم که موارد مشروعیت جهاد را ذکر میکند میفهمیم که مقصود مطلق نیست موارد مشروعیت جهاد کجاست ؟ مثلا از جمله این است که آنطرف بخواهد با شما بجنگد و یا اینکه آنطرف مانعی ایجاد بکند برای نشر دعوت اسلامی ، یعنی سلب آزادی دعوت بکند و مانع نشر دعوت بشود ، و در واقع سدی و مانعی ایجاد کند . اسلام میگوید این سد را و مانع را بشکن . و یا اینکه آنها یک قومی را تحت ظلم و شکنجه خودشان قرار داده باشند شما با اینها بجنگید برای اینکه مظلومیتی را از چنگال آنها نجات بدهید که در آن آیه میفرماید : « و ما لکم لا تقاتلون فی سبیل الله و المستضعفین من الرجال و النساء و الولدان »( نساء - آیه ٧٥ ) . چرا در راه خدا و در راه آن مردم بیچاره از مردها و زنها و بچههائیکه در تحت شکنجه قرار گرفتهاند نمیجنگید ؟ این یک سؤال را شما باید داشته باشید تا همه آیاتیکه مربوط بجهاد است را جمع کنیم و روی همدیگر بریزیم ببینیم از اینها چی درمیاید .
٢ - آیا با همه اهل کتاب میتوان جنگید ؟
مسئله دوم در این آیه این قسمت است که اساسا این آیه اینجور عنوان نکرده مطلب را که با اهل کتاب بجنگید ، میگوید