جهاد

جهاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩

با اینها که نه بخدا معتقدند و نه به پیغمبر اعتقاد دارند و نه حرامی را حرام میشمارند و نه به دین حق متدین هستند از اهل کتاب با اینها بجنگید ، مقصود چیست ؟ آیا مقصود این است که هر که اهل کتاب شد مثلا یهودی و مسیحی بود یا یکی از مذاهب را داشت او بخدا و پیغمبر و حرام و حلال و دین حق ایمان ندارد ، یعنی اگر مدعی بشود بگوید بخدا ایمان دارم ، دروغ‌ می‌گوید ایمان ندارد ؟ قرآن در واقع می‌خواهد بگوید تمام اهل کتاب با اینکه مدعی ایمان بخدا هستند در واقع ایمان بخدا ندارند ؟ ممکن است‌ بگوئیم از این جهت که آنها درباره مسیح میگویند مسیح خدا است یا میگویند پسر خدا است اینها بخدا ایمان ندارند ، و یا مثلا یهودیها آنچه‌ درباره یهود میگویند : غیر از خدای واقعی است ، آنها ایمان ندارند آنها که می‌گویند : « ید الله مغلوله ». دست خدا بسته است بخدای واقعی ایمان‌ ندارند و همچنین سایر اهل کتاب . اگر اینجور بگوئیم معنایش این است که قرآن ایمان غیر مسلمانانرا بخدا و بقیامت برسمیت نمی‌شناسد ، از چه نظر برسمیت نمی‌شناسد ، از نظر اینکه‌ میگوید واقعا در ایمان اینها خلل وارد است . یک مسیحی ( لا اقل در طبقه‌ دانشمندانشان ) میگوید خدا و حتی میگوید خدای یگانه ولی در عین حال یک‌ چیزهائی راجع بمسیح و مریم می‌گوید که اعتقاد به توحید را آلوده میکند . نظر بعضی از مفسرین این است ، پس بنابر این قرآن که میگوید با اهل‌ کتاب بجنگید یعنی با همه اهل کتاب بجنگید که هیچ کدامشان ایمانشان بخدا درست نیست ، به قیامت هم درست نیست ، بحلال و حرام هم درست نیست ، به عقیده اینگروه مراد از کلمه رسول در این آیه خصوص خاتم الانبیاء است‌ و مراد از دین حق یعنی دینی که امروز بشر موظف است آنرا بپذیرد نه دینی‌ که