جهاد

جهاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٧

مالیات اهل کتاب با مالیاتی که مسلمین می‌پردازند فرق میکند ولی این نظر نظریست که متکی بر یک دلیل نیست بعد هم ما بلغت کار نداریم ریشه‌ لغویش هر چه میخواهد باشد ما باید از روی احکامی که اسلام در مورد جزیه‌ وضع کرده است ببینیم ماهیت آن چیست ؟

آیا جزیه پاداش است یا کیفر ؟

بعبارت دیگر ما باید ببینیم اسلام که جزیه میگیرد بشکل پاداش میگیرد یا بشکل باج اگر در مقابل جزیه تعهدی میسپارد و خدمتی بانها میکند پس‌ پاداش است اما اگر بدون هیچ پاداش پول میگیرد باج است . یکوقت است‌ اسلام میگوید از اهل کتاب جزیه بگیرید ولی در مقابلش هم هیچ تعهدی ندهید فقط پول از آنها بگیرید پول بگیرید برای اینکه با آنها نمی‌جنگید این همان‌ باج است . باج گرفتن یعنی حق زور گرفتن ، یعنی اینکه یک زورمند به کم‌ زورتر از خود میگوید فلان مبلغ را بده تا مزاحم تو نشوم ، از سر راهت‌ برخیزم ، امنیتت را سلب نکنم . یکوقت میگوید تعهدی در مقابل شما میکنم‌ و در مقابل این تعهد جزیه میگیرم ، مفهوم جزیه در اینصورت پاداش است ، میخواهد لغت عربی باشد یا فارسی باشد . ما بخود ماده قانون باید توجه‌ کنیم . ما وقتیکه وارد ماهیت قانون میشویم می‌بینیم که جزیه برای آن عده از اهل کتاب است که در ظل دولت اسلامی زندگی میکنند ، رعیت دولت اسلامی‌ هستند ، دولت اسلامی وظائفی بر عهده ملت خودش دارد و یک تعهداتی در برابر آنها ، وظائف این است که اولا باید مالیاتهائی بدهند که بودجه‌ دولت اسلامی اداره بشود ، آن مالیاتها اعم است از آنچه که بعنوان زکوه‌ گرفته میشود و از