جهاد

جهاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٩

است که دستور اول لغو بشود و یک دستور ثانوی بجای آن بیاید پس دستور دوم باید جوری باشد که صد درصد بر ضد دستور اول باشد که بشود این دومی را لغو آن تلقی کرد اما اگر دومی و اولی مجموعشان با یک دیگر قابل جمع‌ باشند یعنی یکیشان توضیح دهنده دیگری باشد اینجا که ناسخ و منسوخ ندارد که بگوئیم یکی برای لغو دیگری آمده است . آیات سوره برائت جوری نیست که بگوئیم لغو آیاتیست که قبلا آمده و جهاد را مشروط کرده است ، چرا ؟ چون همین سوره برائت هم وقتیکه ما تمام‌ آن آیات را با یکدیگر میخوانیم می‌بینیم که در مجموع میگوید ، باین دلیل‌ با این مشرکان بجنگید که اینها بهیچ اصل انسانی ، به وفای به عهد ، که‌ یک امری فطری و وجدانی است و حتی اگر یک قومی قانون هم نداشته باشند بحکم فطرتشان درک میکنند که به پیمان باید وفادار بود ، پایبند نیستند با آنها اگر پیمان هم ببندید و فرصت ببینند نقض میکنند اینها هر لحظه‌ فرصت پیدا کنند که شما را محو و نابود کنند محو و نابود میکنند . حالا اینجا عقل چه میگوید ؟ میگوید اگر شما درباره قومی قرائنی بدست آوردید که اینها درصدد هستند که در اولین فرصت شما را از بین ببرند آیا میگوید صبر کن که او اول تو را از بین ببرد بعد تو او را از بین ببر ! اگر ما صبر کنیم او ما را از بین میبرد . امروز هم در دنیا حمله‌ای را که مبتنی‌ بر قرائن قطعی میباشد که حمله کننده تشخیص داشته باشد که آن طرف تصمیم‌ دارد حمله بکند اگر این پیشدستی بکند و باو حمله بکند همه میگویند جایز است ، کار صحیحی کرده نمیگویند درست است که تو میدانستی و خبرهای قطعی‌ بتو رسیده بود که مثلا در فلان روز دشمن حمله میکند ولی تو حق نداشتی امروز حمله بکنی تو باید صبر میکردی و دستها را روی همدیگر