جهاد

جهاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥

منطق است ، انسان یک قوه‌ای دارد بنام قوه تفکر که در مسائل میتواند حساب بکند و انتخاب بکند بر اساس تفکر و منطق و استدلال ولی عقیده‌ بمعنی بستگی و گره خوردگی است . ای بسا عقیده‌هائیکه هیچ مبنای فکری‌ ندارد صرفا مبنایش تقلید است ، تبعیت است ، عادت است ، حتی مزاحم‌ آزادی بشر است آنچه که از نظر آزادی بحث میکنیم که باید بشر در آن آزاد باشد فکر کردن است اما اعتقادهائیکه کوچکترین ریشه فکری ندارد فقط یک‌ انعقاد و یک انجماد روحی است که نسل بنسل آمده است آنها عین اسارت‌ است و جنگیدن برای از بین بردن این عقیده‌ها جنگ در راه آزادی بشر است‌ نه جنگ علیه آزادی بشر ، آن کسی که آمده در مقابل یک بت که خودش‌ ساخته بدست خودش از او حاجت میخواهد این به تعبیر قرآن از یک حیوان‌ خیلی پست‌تر است . یعنی عمل این آدم کوچکترین مبنای فکری ندارد یک ذره‌ اگر فکرش تکان بخورد این کار را نمیکند ، این فقط یک انعقاد و انجماد است که در دلش و در روحش پیدا شده و ریشه‌اش تقلیدهای کور کورانه است‌ . این را باید بزور از این زنجیر درونی آزاد کرد تا بتواند فکر بکند . بنابر این کسانیکه آزادی تقلید و آزادی زنجیرهای روحی را بعنوان آزادی‌ عقیده تجویز می‌کنند اشتباه میکنند آن که ما طرفداریم بحکم آیه « " لا اکراه فی الدین " »آزادی فکر است نه آزادی عقیده . باز هم در این باره‌ بحث میکنیم .