جهاد - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥
برابر بشوند و طرفدار مسالمت باشند هر کدام از اینها بخواهند باصطلاح امروز همزیستی مسالمت آمیز داشته باشند نه این بخواهند بان تجاوز کند و نه آن بخواهد باین تجاوز بکند ، بلکه بخواهند باهم در حال آشتی باشند با حقوق متقابل ، با احترام متقابل ، اسمش صلح است و خوب است و باید باشد . اما یکوقت هست یکطرف متجاوز است طرف دیگر بعنوان اینکه جنگ بد است تسلیم در برابر او است ، یعنی ذلت تحمل زور را متحمل شود این اسمش صلح دوستی نیست این معنایش زیر بار ذلت رفتن است ، تسلیم شدن در مقابل زور که اسمش صلح نیست . این مثل اینست که شما در بیابان عبور میکنید بعد یک دزد متجاوز مسلح میاید بشما میگوید فوری از اتومبیل پیاده شو ، دست بالا ، هر چه هم داری بمن بده ، شما هم تسلیم بشوید ، شما هم بگوئید من چون طرفدار صلحم ، با جنگ مطلقا مخالفم ، هر چه تو میگوئی قبول میکنم پولهایم را در اختیارات قرار میدهم ، اسباب و اثاثیه را در اختیارات قرار میدهم ، اتومبیل را میدهم ، هر چه که میگوئی اطاعت میکنم ، هر چه میخواهی بگو تا بدهم ، من طرفدار صلحم . این طرفداری صلح نیست این تحمل ذلت است ، در اینجا انسان تا آخرین حدیکه امکان دارد باید دفاع کند از مالش ، از حیثیتش ، مگر در وقتیکه بداند اگر در مقام دفاع برآید هم مالش از بین میرود و هم خونش ریخته میشود و اثری هم بر این خون بار نیست یعنی بعد هم این خون لوث میشود . البته ممکن است یک خون ریخته شود و این خون بعد بجوشد و ارزش جوشیدن بعدی داشته باشد ، ممکن است نه اینکه خونش سرگردنه بدست یک دزد ریخته شود بعد هم تمام شود . اینجاست که مقاومت عاقلانه نیست اینجا باید پول و ثروتش را فدا کند و