زندگی جاوید یا حیات اخروی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢
میسازد و یا جامه فراهم میکند . صندلی برای چوب ، و خانه برای سنگ و آجر و گچ و آهن ، اتومبیل برای مجموعهای از فلز و غیره کمال محسوب نمیشود و این مواد به سوی این صور و شکلها حرکت نمیکنند ، ولی نتیجهای که انسان از آنها میگیرد از قبیل نشستن روی صندلی و سکنی در خانه و حرکت با اتومبیل و پوشیدن جامه برای انسان یک کمال و حداقل یک امر نافع محسوب میگردد . ولی میان کار خدا و نتیجهای که بر آن مترتب میشود رابطه واقعی و طبیعی برقرار است ، یعنی غایت و نتیجه هر کار عبارت است از کمال واقعی خود آن کار . خداوند آفریده خود را که فعل او و کار اوست به سوی کمال خود آن آفریده سوق میدهد ، آنچنانکه میبینیم که هر دانه ای و بذری به سوی غایت و کمال خویش در حرکت است . مسالهای که اکنون طرح میشود این است که دنیا و طبیعت مساوی است با تغییر و دگرگونی و عدم ثبات ، یعنی در طبیعت هر مقصود و غایتی که در نظر بگیریم خود آن به نوبه خود ناثابت و تغییرپذیر است . به عبارت دیگر ، هر چیز موقت و پایان پذیر است ، همه مراحل طبیعت " منزل " است و خاصیت منازل بین راه را دارد ، هیچ کدام مقصد نهایی نیست . اینجاست که فکر بیهودگی و پوچی در آفرینش برای گروهی پیدا شده است ، میگویند جهان حکم قافله ای را دارد که دائما در حرکت است و منزل عوض میکند و هیچگاه به مقصد واقعی نمیرسد ، هر مقصد به نوبه خود یک منزل است ، زیرا طبیعت از آن