زندگی جاوید یا حیات اخروی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨
نیست . حیوان صرفا دارای غرایزی است که او را به طبیعت و زندگی مادی مربوط میکند ، ولی انسان - آنچنانکه قبلا هم گفتیم - دارای غرایزی است که با حسابهای این جهان جور نمیآید ، یعنی در سطحی بالاتر است ، در سطح جاویدانی و جاودانگی است . انسان دارای انگیزه های عالی اخلاقی ، علمی ، ذوقی ، مذهبی و الهی است و بسیاری از کارهای خویش را تحت تاثیر آن انگیزهها انجام میدهد و احیانا زندگی طبیعی و مادی و حیوانی خود را فدای هدفهای عالی و انسانی خود میکند . انسان به تعبیر قرآن نظام عملی خویش را بر اساس " ایمان و عمل صالح " قرار میدهد و در این نظام عملی خواهان حیات جاوید و خشنودی خداوند است . در انسان ، هم اندیشه عظیم جاویدانی هست و هم آرزوی آن و هم غرایزی که به آن سو او را سوق دهد . همه اینها حکایت دارد از نوعی استعداد و قابلیت برای جاویدان ماندن . به عبارت دیگر ، همه اینها حکایت دارد از تجرد و غیر مادی بودن روح آدمی . همه اینها انسان را در این جهان در حکم جنینی قرار میدهد که در رحم مادر با یک سلسله تجهیزات از قبیل جهاز تنفسی ، گردش خون ، دستگاه عصبی ، جهاز باصره و سامعه و جهاز تناسلی مجهز میشود که صرفا با حیات دنیای بعد از رحم جور میآید و اما با حساب رحم و زندگی موقت و نه ماهه رحم جور نمیآید . درست است که انسان در زندگی این دنیا از نظام ایمان و عمل صالح بهره میگیرد ، ولی این بهره گیریها بالتبع است . نظام ایمان و عمل صالح در حکم بذری است که تنها در یک حیات