زندگی جاوید یا حیات اخروی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤
است ، زمین و آسمانش جاندار است ، باغ و میوهاش مثل اعمال و آثار
تجسم یافته انسان جاندار است ، آتش و عذابش نیز شاعر و آگاه است . در
اینجا اسباب و علل و شرایط خاص زمانی حکمفرماست حرکت و تکامل وجود
دارد ، در آنجا فقط ملکوت الهی و اراده الهی ظهور دارد . شعور و آگاهی و
به طور مطلق دید و شنید و درک انسان در آن جهان بسی شبیهتر و نیرومندتر
است ، و به عبارت دیگر ، پرده ها و حجابها در آن جهان از جلوی انسان
برداشته شده و انسان با بینشی دورنگر حقایق را درک میکند چنانکه قرآن
کریم میفرماید :
« فکشفنا عنک غطائک فبصرک الیوم حدید »[١] .
ما پرده را اکنون از تو برگرفتیم پس دیدهات تیز است .
در اینجا خستگی و دلزدگی و ملال خصوصا از یکنواختی است و انسان حالت
گم کردهای را دارد که در پس گمشده خویش است و به هر چیزی که میرسد
میپندارد آن را یافته است و به او دل خوش میکند ، اما پس از چندی
احساس میکند که " او " نیست ، خسته و دلزده میگردد و به دنبال چیز
دیگر میرود . این است که در دنیا انسان همیشه طالب چیزی است که ندارد
و دلزده از چیزی است که دارد ، اما در جهان آخرت به حکم آنکه به آنچه
در اعماق فطرت و شعور شخصی خود دلبستگی داشته و گمشده واقعی او بوده
است یعنی حیات جاوید در جوار رب العالمین رسیده است به هیچ وجه خستگی
و ملال و دلزدگی برایش پیدا نمیشود . قرآن کریم به همین
[١] ق / . ٢٢