زندگی جاوید یا حیات اخروی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥
میبرند و دیگران ، آن محیط را به دلخواه خود اداره میکنند و اینان محکوم جریانات محیط خود هستند و همین را که " محیط فاسد است ، محیط نامساعد است ، از ما که کاری ساخته نیست " برای خویشتن عذری میپندارند . اینان به جای اینکه محیط را تغییر دهند و اگر توانایی تغییر محیط را ندارند ، خود را از منجلاب چنان محیط فاسدی نجات دهند و به محیط مساعدتری منتقل شوند ، در همان محیط فاسد به زندگی ادامه میدهند و تسلیم جریانات محیط میشوند و در فسادهای آن غرقه میگردند . فرشتگان خدا پس از آنکه آنها را قبض روح کرده و تحویل میگیرند با آنها به گفتگو میپردازند و عذر آنها را غیر موجه میشمارند ، زیرا حداقل کاری که از آنها ساخته بود - هجرت و کوچ کردن به محیط دیگر - انجام ندادند فرشتگان به آنها یادآوری میکنند و به این وسیله به آنها میفهمانند که خود شما مسؤول ستمهایی هستید که بر شما رفته است ، یعنی خود شما مسؤول گناهان خود هستید . قرآن کریم در این آیه کریمه به ما یادآوری میکند که بیچارگی و ناتوانی در یک محیط ، عذر موجه به شمار نمیرود مگر آنکه حتی راه مهاجرت و کشاندن خود به نقطه دیگر نیز بسته باشد . چنانکه میبینیم در این آیه کریمه از مرگ که در چشم ظاهر نیستی و نابودی و تمام شدن است به " توفی " یعنی تحویل و دریافت تعبیر شده است . این آیه گذشته از اینکه از مرگ با کلمه " توفی " تعبیر کرده است ، رسما از یک جریان مکالمه و احتجاج میان فرشتگان و انسان در لحظات پس از مرگ سخن میگوید . بدیهی است که اگر واقعیت انسان باقی نباشد و همه واقعیت انسان لاشه