حديث غدير - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣
و به سرحد كمال رساندن نعمت و رضايت پروردگار!»
هرگاه مقصود، دوستى و يارى فردى از مسلمانان است، چگونه با ايجاب مودّت و دوستى على عليه السلام و نصرت او، دين خدا تكميل گرديد، و نعمت او به منتهى رسيد؟ روشنتر از همه اين كه مىگويد: خداوند به رسالت من و ولايت على عليه السلام بعد از من راضى گرديد. «١» آيا اينها همه گواه روشن بر معنى خلافت نيست؟
***
گواه هفتم:
چه گواهى روشنتر از اين كه شيخين (عمر و ابوبكر) و گروه بىشمارى از ياران رسول خدا صلى الله عليه و آله پس از فرود آمدن آن حضرت از منبر، همگى به على عليه السلام تبريك گفته و موضوع تهنيت تا وقت نماز مغرب ادامه داشت و شيخين از نخستين افرادى بودند كه به امام يا اين عبارت تهينت گفتند:
«هَنيئاً لَكَ يا عَلِىَّ بْنِ أبِي طالِبٍ أَصْبَحْتَ و أَمْسَيْتَ مَوْلاىَ وَ مَوْلى كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ» «٢»
«گوارا باد بر تو يا على، صبح كردى و شام كردى در حالى كه مولاى من و مولاى هر مرد و زن با ايمان هستى»!
على عليه السلام در آن روز چه مقامى به دست آورد كه شايسته چنين تبريكى گرديد؟ آيا جز مقام زعامت و خلافت و رهبرى امّت كه تا آن روز به طور رسمى ابلاغ نشده بود، شايسته چنين