حديث غدير - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩
فصيح و بليغ و آشنا به رموز زبان عرب، به جاى لفظ «مولى»، كلمه امام و هادى را به كار برد و گفت:
فقال له: قُم يا على فانّنى رضيتك من بعدى إماماً و هادياً «١»
«پيامبر به على فرمود: اى على برخيز كه من تو را بعد از خود به عنوان امام و هادى انتخاب كردم!»
چنان كه روشن است وى از لفظ «مولى» كه در كلام پيامبر صلى الله عليه و آله بود، جز مقام امامت و پيشوايى و هدايت و رهبرى امت، چيز ديگرى استفاده نكرده است. در حالى كه از اهل لغت و فصيحان عرب محسوب مىشود.
نه تنها حَسّان شاعر بزرگ عرب از لفظ «مولى» اين معنى را استفاده نموده است، بلكه پس از وى ساير شعراى بزرگ اسلامى كه بيشتر آنان از ادبا و شعراى معروف عرب بودند و برخى نيز از استادان بزرگ اين زبان به شمار مىآيند، از اين لفظ همان معنى را فهميدند كه حسان فهميده بود، يعنى امامت و پيشوائى امّت!
***
گواه دوّم:
اميرمؤمنان عليه السلام در اشعار خود كه براى معاويه نوشته، درباره حديث غدير چنين مىگويد:
وَ أَوْجَبَ لِى وِلايَتَهُ عَلَيْكُمْ رَسُولُ اللّهِ يَوْمَ غَدِيرِ خُمٍّ «٢»
يعنى: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله براى من، ولايتش را بر شما در روز غدير واجب ساخت.
چه شخصى بالاتر از امام مىتواند، حديث را براى ما تفسير كند و بفرمايد كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله روز غدير خم، ولايت را به چه معنى فرمود؟ آيا اين تفسير نمىرساند كه به انديشه همه حاضرانِ واقعه غدير، جز زعامت و رهبرىِ اجتماعى، مطلب ديگرى خطور نكرد؟
***
گواه سوّم:
پيامبر پيش از بيان جمله من كنت مولاه ... اين سؤال را مطرح فرمود:
«الَسْتُ أَولى بِكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ؟؛ آيا من از خود شما به شما سزاوارتر و شايستهتر نيستم؟»
در اين جمله، پيامبر صلى الله عليه و آله لفظ «اولى به نفس» به كار برده، و از همه مردم نسبت به اولويّت خود بر آنها اقرار گرفته است، سپس بلافاصله فرمود:
«مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَولاهُ؛ كسى كه من مولاى او هستم، على مولاى او است.»
هدف از تقارن اين دو جمله چيست؟ آيا جز اين است كه مىخواهد همان مقامى را كه خود پيامبر صلى الله عليه و آله به نصّ قرآن دارد، براى على عليه السلام نيز ثابت كند؟ با اين تفاوت كه او پيامبر است و