حديث غدير

حديث غدير - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨

«يَا أيُّها الرَّسُولُ بَلِّغْ ما انْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ «١»
؛ اى رسول! آنچه كه از سوى خدا به تو فرستاده شده، به مردم ابلاغ كن. و اگر ابلاغ نكنى رسالت خدا را تكميل نكرده‌اى، خداوند تو را از آسيب مردم حفظ مى‌كند!»
لحن آيه حاكى از آن است كه خداوند انجام امر خطيرى رابر عهده پيامبر صلى الله عليه و آله گذارده است كه هم‌سنگ رسالت، و موجب يأس دشمنان اسلام بوده است، چه امر خطيرى بالاتر از اين كه در برابر ديدگان‌بيش از صدهزار نفر، على عليه السلام را به مقام خلافت و وصايت و جانشينى نصب كند؟!
از اين نظر، دستور توقّف صادر شد. كسانى كه جلو كاروان بودند، از حركت باز ايستادند، و آنها كه دنبال كاروان بودند، به آنها پيوستند. وقت ظهر و هوا به شدّت گرم بود، تا آنجا كه گروهى از مردم قسمتى از رداى خود را بر سر، و قسمتى را زير پا مى‌افكندند. براى پيامبر سايبانى، به وسيله چادرى كه روى درخت افكنده بودند، تشكيل شد، آن حضرت بر روى نقطه بلندى كه از جهاز شتر ترتيب داده شده بود، قرار گرفت و با صداى بلند و رسا خطبه‌اى ايراد كرد كه عصاره‌اش اين بود:
***
خطبه پيامبر صلى الله عليه و آله در غدير خم
«حمد و ثنا مخصوص خداست. از او يارى مى‌طلبيم و به