حديث غدير - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١
على امام، در نتيجه معنى حديث اين مىشود: هر كس من نسبت به او اولى هستم، على عليه السلام نيز نسبت به او اولى است» «١» و اگر مقصود پيامبر صلى الله عليه و آله جز اين بود، جهت نداشت براى اولويّت خود از مردم اقرار بگيرد. چقدر دور از انصاف است كه انسان اين پيام پيامبر صلى الله عليه و آله را ناديده بگيرد. و از كنار قرينهاى به اين روشنى به آسانى بگذرد و چشم خود را به روى آن ببندد.
***
گواه چهارم:
پيامبر صلى الله عليه و آله در آغاز سخن خود، از مردم سه اصل مهمّ اسلامى را اقرار گرفت و فرمود:
«أَلَسْتُمْ تَشْهَدُونَ أنْ لا إِلهَ إلّا اللّهُ وَ أنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ و رَسُولُهُ وَ أَنَّ الجنَّةَ حَقٌّ وَ النَّارَ حَقُّ؟؛ آيا شما گواهى نمىدهيد كه معبودى جز خداى يكتا نيست، محمّد صلى الله عليه و آله بنده و رسول خدا است، و بهشت و دوزخ حق است؟» «٢»
هدف از اين اقرار گرفتن چه بود؟ آيا جز اين است كه مىخواهد ذهن مردم را آماده كند، تا مقام و موقعيّتى را كه بعداً براى على عليه السلام ثابت خواهد كرد، به مانند اصول پيشين تلقّى نمايند و بدانند كه اقرار به ولايت و خلافت وى، در رديف اصول سهگانه دين است كه همگى به آن اقرار و اعتراف دارند؟ اگر مقصود از «مولى» دوست و ناصر باشد، رابطه اين جملهها به هم خورده و كلام، استوارى خود را از دست مىدهد. و پيوند كلام به