شرح حديث حقيقت
شرح حديث حقيقت - ابن همام شيرازي - الصفحة ٢٤٢
كى تواند كرد تكميل نفوس؟ ور كند ، افسانه دانند و فسوس تا ز وحدت سوى كثرت نايد او كى در ارشاد و هدايت شايد او؟ تا نيايد از مقام جمع باز سوى تفصيل از ره سوز و گداز تا ز مستى او به خود نايد تمام كى تواند گشت او شيخ و امام؟ گر كند در استقامت او وطن دست بايد در چنان دامن زدن هست پيغمبر بدان مأمور ، هان! «فاستقم» [١] باشد دليل آن بيان چون كميل اندر فنا سرمست شد سوى بحر وحدت او از دست شد باز مى زد نعره «هل من مزيد» گفت كه : «زدني بياناً» اى رشيد فقال ـ عليه الصلوة والسلام ـ : «نُورٌ يَشْرُقُ مِنْ صُبْحِ الْأزَلِ ، فَيَلُوحُ [٢] عَلى هَياكِلِ التَّوحِيدِ آثارُه» . فقال كميل : زِدْنِي فِيه بَياناً. [٣]
[١] هود، بخشى از آيه ١١٢: فاستقم كما أمرت.[٢] آ: فتلوح.[٣] ع: قال: زدني.