شرح حديث حقيقت

شرح حديث حقيقت - ابن همام شيرازي - الصفحة ٢٣٣

باز سلطان جهان ، بحر سخا مست گشت از جام صهباى بقا گفت : آخر اى كميل با صفا بشنو اين اسرار پاك جان فزا «الحقيقة كشف سبحات الجلال» معنى آن بشنو اى جوياى حال اى كميل ، آخر حقيقتْ بازدان آن طلوع وجه باقى بين عيان بى شكى ، سبحات نور وجه ذات كشف گرداند حجاب هر صفات ما سوى را جملگى فانى كند وجه باقى بانگ سبحانى زند «كلّ شيءٍ هالكٌ» [١] جز وجه او فانى اند اندر محيط نور هو چون نمانَد هيچ جز وجه خدا غير حق فانى شود، تو با خود آ گفت : «كلّ من عليها فان» دوست «وجه ربّك» [٢] جملگى خود روى اوست هم در اين معنى جناب مصطفا يك حديثى گفته ، بشنو با خود آ


[١] قصص ، بخشى از آيه ٨٨.[٢] الرحمن ، آيه ٢٦ و بخشى از آيه ٢٧.