شرح حديث حقيقت

شرح حديث حقيقت - ابن همام شيرازي - الصفحة ٢١٣

اوست. [١] اثرى نيز از او تا كنون منتشر نشده است. با كاوش در نسخه خطّى مذكور، به اطّلاعاتى درباره زندگانى او دست يافتيم كه در زير بدانها اشاره مى شود: ابن همام، شيعه اى است دوازده امامى و پاكْ اعتقاد، و اين نسبت، از مثنوى هاى او به خوبى بر مى آيد. او اهل شيراز است و در مثنوى «تحفه الملوك» گويد: بشنو اى پادشاه با احسان حال شيراز از من حيران هست در شهر ما مُدام جنان خاصه در موسم زمستان، آن وى عالمى است آگاه به حديث، تفسير، كلام و ادب فارسى و عربى، و دانايى است واقف به اسرار و حقايق عرفانى. نخستين چيزى كه در اوّلين نگاه به مثنوى هاى او رُخ مى نمايد، دلبستگى او به مطالب و رموز عرفانى است؛ بويژه در اوّلين مثنوى از كلّيات او، حكاياتى فراوان درباره عرفا و متصوّفه آمده است. در مثنوى هايش اكثراً متأثّر از مثنوى مولوى است و آنها را بر همان وزن سروده و سبك شعرى و بيان او، شباهتى تام به مثنوى معنوى دارد. ابن همام، از سلسله صوفيان «نوربخشيه» است و به سال ٨٤٩ق، در گيلان، سيّد محمّد نوربخش [٢] را ديده و از او ارشاد پذيرفته


[١] فهرست نسخ خطّى كتاب خانه مركزى دانشگاه تهران، ج١٠، ص١٥٢٤. شيخ آقا بزرگ تهرانى نيز بر اساس همين فهرست، مثنوى هاى او را جدا جدا و در مواضع زير آورده است: الذريعة إلى تصانيف الشيعة، الطبعة الاُولى، النجف: مطبعة القضا، ج١٩، ص١١٤ و ١٩٢ و ٢٢٨ و ٢٥٣ و ج٢١، ص٩٣ و ج٢٣، ص٩٥.[٢] سيد محمّد بن محمّد بن عبد اللّه موسوى خراسانى (٧٩٥ـ٨٦٩ق)، از اكابر عرفاى قرن نهم هجرى و مؤسّس سلسله نوربخشيه است. وى از شاگردان ابن فهد حلّى (م٨٤١ق) بوده و در تمامى عمر خود، لباس سياه (كه سنّت مشايخ او بوده) مى پوشيد. او در اشعارش بيشتر به «نوربخش» تخلّص مى كرد ولى از آن جا كه مولد جدّش «لحسا» بوده، گاهى در غزليات خود، به «لَحسوى» تخلّص مى نمود. در طريقت، مريد علاء الدوله سمنانى و خواجه اسحاق خُتَلانى بوده و همان خواجه اسحاق، او را لقب نوربخش داده و خرقه به او پوشانيده است. وى در خراسان، بساط ارشاد گسترده بود؛ امّا مفسدان، شاهرخ ميرزاى تيمورى را به قتل وى برانگيختند. سيّد فرار كرد و به ولايت رى رفت و در آن جا اقامت گزيد تا آن كه در چهاردهم ربيع الاول ٨٦٩ق، در قريه «سولقان» وفات يافت. دو كتاب انسان نامه، و شجره مشايخ، از تأليفات اوست. (فرهنگ معين)