ترجمه منظوم « دعاي صباح »
ترجمه منظوم « دعاي صباح » - حسينى نيريزى، قطب الدين محمّد - الصفحة ٢٥٨
والماسك [١] من أسبابك بحبل الشرف الأطول
{ آن كز پى دستگيرى كلّ اُممآويخته از اوج عطا حبل كَرَم } { خود هم كه جهان به مِهرش آمد ز عدمدر آن مى بود اعتصامش محكم }
والناصع الحسب في ذروة الكاهل الأعبل [٢]
{ چون پاكى اصل ذات ، سرمايه اوستپس ذِروه صُلب اَصفيا پايه اوست } { او قامت طوباست كه از رفعت قدرسُكّان بهشت ، جمله در سايه اوست }
والثابت القدم على زحاليفها في الزمن الأوّل [٣]
آن پرده عصمت ز ازل كرده قِماط [٤] وان گه ز همان قماط افكنده بساط لغزنده بسى كسان در اين كهنه رباطاو بود كه داشت استقامت به صراط
[١] «المستمسك» غير مطابق . تفسير «حبل اللّه » در آيه وافى هدايه «واعتصموا بحبل اللّه جميعاً»[آل عمران ، آيه ١٠٣] در بعضى احاديث به ولايت أمير المؤمنين عليه السلام و در بعضى به قرآن است و هر دو به مضمون حديث «إنّي تارك فيكم الثقلين» ، لازم و ملزوم و توأمان ، بلكه مغايرت بالاعتبار فى مابينشان است . منه رحمه الله .[٢] مراد از «كاهل أعبل» ، اصلاب عاليه آباء آن حضرت است . منه رحمه الله[٣] يعنى قَدم عقل كامل و فهم شامل آن حضرت به حسب عنايت ازلى ثابت بود بر مواضع لغزيدن اقدام عقول در زمان اول . منه رحمه الله[٤] ريسمانى كه با آن ، دست و پا را ببندند . (فرهنگ لاروس) .