ترجمه منظوم « دعاي صباح »

ترجمه منظوم « دعاي صباح » - حسينى نيريزى، قطب الدين محمّد - الصفحة ٢٥٥

{ اى آن كه شب تيره فرستى به عدماز صبح كنى روى جهان را خرّم } { اى آن كه صفات تو جمال است و جلالاز فيض تو است نور و ظلمت با هم }

وأتقن صنع الفلك الدوّار في مقادير [١] تبرّجه

{ از آن كه ز بهر خاطر اهل نظرافروخته اين گنبد اعلا منظر } { اى صنع تو داده چرخ را زينت و فرآراسته چون افسر شاهان به گهر }

و شعشع ضياء الشمس بنور تأجّجه

{ اى چهره مهرْ شعشعانى از تواى نور چراغ آسمانى از تو } { افروخته اى زبانه شمع سپهراى نور وجود كُنْ فَكانى از تو }

يا من دلّ على ذاته بذاته

{ اى آن كه خودش راهبر بنده شدهذاتش به خودش راه نماينده شده } { خورشيد ، دليل ذات خود هست مداماى از تو شعاع مهر ، تابنده شده }

وتنزّه عن مجانسة مخلوقاته


[١] «بمقادير» غير مطابق . منه رحمه الله .