دوست نماها(تفسير سره منافقون)

دوست نماها(تفسير سره منافقون) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٣

حال مؤمن مانند سنبلى است كه باد تند آن را حركت مى دهد، گاهى مى ايستد و گاهى خميده مى گردد; ولى افراد كافر، در نداشتن انعطاف و كنار نيامدن با مردم، مانند درختان سختند كه در برابر تندباد حوادث از جاى كنده مى شوند».

افراد منافق بر اثر نداشتن فكر و عقل درست و سالم، حتى به آن اصولى كه از ناحيه پيامبر پيشنهاد مى شد و صد در صد به نفع آنها بوده نيز احترام نمى گذاشتند. از آن جا كه آنها، افراد كوردلى بودند، هرگز حاضر نبودند كه اصول و قوانين اسلامى را تحليل و تجزيه كنند و لااقل اصولى را كه به نفع آنها و ديگران است از صميم دل بپذيرند.

منافق نه طرح مى دهد و نه طرح مى پذيرد. او به سبب بيمارى «نفاق» كردار و گفتارش از محور عقل و خرد بيرون است; در حالى كه رسول خدا و مؤمنان به آيين وى ، با لجوج ترين دشمنان خود در سرزمين «حديبيه» كنار آمدند و انعطافى نشان دادند كه گروه تندرو و نزديك بين را ناراحت ساخت.

اينك ما در اين جا نمونه اى از بزرگوارى ها و عالى ترين انعطاف پذيرى پيامبر اسلام را در جنگ«حديبيه» بيان مى كنيم تا روشن شود رهبر عالى قدر اسلام، تا آن جا كه به اصول ضرر و لطمه اى وارد نشود، عالى ترين انعطاف را نشان مى داد:

در ايام «حديبيه» كه مسلمانان براى اداى عمره به آن نقطه آمده بودند با مقاومت شديد سپاه شرك مكه رو به رو گرديدند و نزديك بود آتش جنگ شديدى ميان دو دسته شعلهور شود. نمايندگان مختلفى از طرف قريش براى مذاكره با پيامبر به محضر وى آمدند، ولى هيچ كدام نتوانستند مشكل را از طريق مذاكره حل كنند. سرانجام سهيل بن عمر، با دستورهاى خاصى مأمور شد جريان را با قراردادى خاتمه دهد.