دوست نماها(تفسير سره منافقون)

دوست نماها(تفسير سره منافقون) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٩

فرزندان بيت اموى هستند كه در مواقع مناسب كفر و شرك خود را اظهار كرده و عداوت خود را به آيين اسلام بازگو نموده اند: در روزهاى نخستين خلافت عثمان، در جلسه اى كه در خانه خليفه تشكيل يافته بود و در آن جا جز اعضاى حزب اموى كسى نبود، ابوسفيان رو به آنها كرد و چنين گفت:

«اكنون خلافت پس از تيم و عدى (اشاره به طايفه دو خليفه قبلى) به شما رسيده است، آن را مانند توپ زير پاى خود بگردانيد و پايه آن را از بنى اميه برگزينيد. اين خلافت همان حكومت و رياست بشرى است و من هرگز به بهشت و دوزخى ايمان ندارم».[١]

در دوران حكومت عثمان، ابوسفيان از كنار قبر حمزه گذشت و لگدى بر آن زد و گفت:

«اى ابوعمار(كنيه حمزه)! حكومتى كه ديروز ما بر ضد آن قيام كرده بوديم و براى نابودى آن شمشير مى كشيديم، اكنون در دست جوانان ماست و با آن مانند توپ بازى مى كنند».[٢]

موقعى كه ابوبكر به خلافت رسيد، ابوسفيان از طريق تحريك على(عليه السلام) بر ضد خلافت، مى خواست اختلافى در ميان مسلمانان بيندازد، ولى اميرمؤمنان از سوء نيت وى آگاه بود و به او چنين گفت: «ما زلت عدواً للإسلام وأهله; تو از روز نخست، براى اسلام و مسلمين مضر بودى».

سپس دست او را، كه براى بيعت باطل دراز كرده بود، رد كرد و از او روى گردانيد.


[١] الاصابة، ج٤، ص ٨٨. «قد صارت إليكم بعد تيم وعدي، فأدرها كالكرة واجعل أوتادها بني أمية، فإنّما هو الملك ولا أدري ما جنة ولا نار».
[٢] قاموس الرجال، ج١٠، ص ٨٩، به نقل از: شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد.