دوست نماها(تفسير سره منافقون) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٠
٥. دشمنان منحصر به فردند
آيين مقدس اسلام، خود را آخرين پيام آسمانى و آورنده آن را خاتم پيامبران مى داند و آشكارا اعلام مى دارد دوران آيين هاى ديگر سپرى شده و جز يك آيين (كه همان آيين اسلام است) بر مردم حكومت نخواهد كرد.
ناگفته پيداست اين اعلام (سپرى شدن دوران اديان ديگر) دشمنان و مخالفان گوناگونى براى آن درست مى نمايد، پيروان كيش هاى ديگر را در صف مخالفان قرار مى دهد، ولى در برابر اين همه دشمن انبوه، قرآن فقط به يك دشمن اشاره كرده و فقط او را دشمن واقعى مى داند و عداوت گروه هاى ديگر را چندان مهم نمى شمارد و معتقد است كه مسلمانان فقط يك دشمن دارند و آن «منافقان»اند و صريحاً مى فرمايد:
(هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ): « تنها آنها دشمنانند از آنها بپرهيز».
لابد شما نكته اين تخصيص را سؤال خواهيد كرد كه، چگونه اسلام منافقان را دشمن مى داند، با آن كه عداوت مسيحيان و يهوديان با اسلام بر كسى پوشيده نبوده و نيست؟ ولى پاسخ اين سؤال با توجه به توضيحاتى كه در تفسير آيه هاى پيش گفته شد روشن است.
عداوت گروه هاى ديگر، عداوتى آشكار بوده و مهر مخالفت بر پيشانى آنها خورده است، ولى ضرر گروه منافق ـ كه لباس دوستى بر تن كرده و بدون داشتن كوچك ترين نشانه، با اسلام عداوت مىورزند ـ به مراتب بالاتر از دسته هاى ديگر خواهد بود. بنابراين، اگر اسلام منافقان را دشمن منحصر به فرد بداند راه مبالغه نپيموده است. صفحات تاريخ را ورق بزنيد، ضررهاى منافقان مسلمان نما را با دقت بررسى كنيد، آن گاه در اين باره داورى نماييد.
در دوران خلفا ـ كه شعاع اسلام اكثر مناطق را فرا گرفته بود و تمام قدرت هاى