دوست نماها(تفسير سره منافقون)

دوست نماها(تفسير سره منافقون) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٧

بسيارى از آياتى كه به طور كلى شفاعت را انكار مى كنند مربوط به اين نوع از شفاعت است كه عرب جاهلى به آن اعتقاد داشت. از اين جهت قرآن، هنگامى كه از بت پرستان موضوع شفاعت بت ها را نقل مى كند فوراً به ردّ آنها پرداخته و آن را از آن خدا مى داند; آن جا كه مى فرمايد:

(أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّهِ شُفَعاءَ...* قُلْ للّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعاً...).[١]

«بلكه آنان جز خدا (بت ها) شفيعانى براى خود اتخاذ كرده اند...(اى پيامبر خدا)بگو: شفاعت همگى از آن خداست و مربوط به اوست...».

از اين بيان استفاده مى شود كه هدف آياتى كه شفاعت را انكار مى كنند، مربوط به آن نوع از شفاعت صحيح نيست كه به حكم دسته سوم از آيات، به اذن خدا انجام مى گيرد، بلكه مربوط به شفاعت بت هايى است كه نه شايستگى شفاعت كردن را دارند و نه خدا به آنها اذن داده است.

هدف برخى از آيات ديگر كه به صورت ظاهر شفاعت را نفى مى كنند، محكوم كردن خيال هاى باطل يهود است; زيرا آنان تصور مى كردند كه چون بعضى از نياكانشان پيامبر بودند، آنان را ـ هر اندازه هم مجرم باشند ـ شفاعت خواهند كرد. اينان تصور مى كردند كه براى گناهان مى توان «فدا» و «بدل» تهيه نمود، همان طور كه در اين جهان مى توان از طريق رشوه و پارتى و هدايا و تحف، جرايم را از بين برد و افكار داوران را دگرگون ساخت.

قرآن مجيد براى اين كه خطّ بطلان بر چنين افكارى بكشد و اعلام نمايد كه در آن روز هيچ كس حقّ شفاعت و وساطت ندارد و از كسى فدا و بدلى پذيرفته نمى شود و چيزى جز عمل انسان را نمى تواند نجات دهد چنين مى فرمايد:


[١] زمر(٣٩) آيه ٤٣.