دوست نماها(تفسير سره منافقون) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٤
و اولياى دين حفظ كرده اند، ولى كسى كه داراى اعمال نيك نبوده و از ايمان به خدا بهره نداشته باشد و عمرى را در گناه و فساد به سر برده است، هرگز مشمول شفاعت نخواهد شد. فرق اين دو طايفه را مى توان در ضمن مثالى مجسم ساخت:
فرض كنيد سربازانى مأمور گشودن دژى برفراز كوهى باشند و گشودن آن دژ، در حفظ كشور آنان از تجاوز خارجى فوق العاده مؤثر است. فرمانده ماهر و ورزيده، وسايل لازم بالا روى و گشودن دژ را در اختيار آنان مى گذارد و فرمان بالا رفتن را صادر مى نمايد. آن گروه از سربازان بى انضباط و ترسو كه گوش به فرمان فرمانده نداده و در پايين كوه مى مانند، هيچ گاه مشمول حمايت او نمى گردند; امّا آن گروه ديگرى كه فداكارند و به سرعت از كوه بالا مى روند، اگر در ميان آنان افرادى ضعيف و ناتوان باشند و در بعضى از گذرگاه ها بلغزند، يا صعود و بالا رفتن به تنهايى در بعضى از نقاط حساس كوه، براى آنها مشكل باشد، فرمانده دل سوز مراقب حال آنها بوده و در نقاط حساس به آنها كمك كرده و از لغزشگاه عبور مى دهد.
اين نوع مراقبت و كمك، يك نوع شفاعت از آن افرادى است كه در مسير هدف گام برمى دارند و هيچ اشكال ندارد كه فرمانده دل سوز، پيش از صعود به كوه، اين مطلب را اعلام كند و بگويد: اگر شما در نقاط حساسى از صعود باز بمانيد از كمك هاى بى دريغ من محروم نخواهيد ماند و من با تمام قوا كوشش مى كنم كه شما را در اين هدف كمك كنم.
يك چنين اعلام قبلى، افراد را براى كار دل گرم كرده و نور اميد را در دل آنان پديد مى آورد و بر قدرت و پايدارى آنان مى افزايد و در حقيقت نوعى تربيت و وسيله تكامل است.
آيا اگر شفاعت يك نوع كمك به نجات افراد در زمينه هاى مساعد باشد،