جنگ روانی - متفکر، حسین - الصفحة ٣٢ - ٣-١-٢-جنگ روانى در عصر جديد
همچنين،اصول چهاردهگانهاى كه پرزيدنت ويلسن اعلام كرد،يك پيروزى روانى براى متفقين بود و روحيۀ آنها را بالا برد.گذشته از آن،اين اعلاميه،به آنها كه در قلب اروپا مىجنگيدند اميد به يك صلح عادلانه را قوت بخشيد؛به ويژه كه اصول مزبور،آزادى تعيين سرنوشت را براى همه كشورها از كوچك و بزرگ و همچنين استقلال سياسى آنها را تأمين مىكرد.
در هم شكستن روحيه آلمانىها در ماههاى آخر سال ١٩١٨ م.،به كشورهاى بزرگ نشان داد كه جنگ روانى،سلاحى مؤثرتر و ارزانتر نسبت به سلاحهاى جنگى بوده است.
اعتقاد بر اين است كه فُولِر [١]مورّخ و تحليلگر نظامى بريتانيايى،اوّلين كسى بود كه اصطلاح جنگ روانى را در ١٩٢٠ م.به كار برد.هرچند كه اقدامات نهفته در دل اين اصطلاح سابقه باستانى دارد.در بحثى پيرامون نتايج حاصل از پيشرفتهاى فناورى نظامى در جنگ جهانى اول،فُولِر ادعا مىكند كه وسايل سنتى جنگ ممكن است جاى خود را به جنگ روانى ناب بدهد كه در آن به جاى استفاده از سلاح،از اقداماتى نظير زايل كردن شخصيت انسانى،مغشوش كردن هوش انسانى و مضمحل كردن حيات معنوى و اخلاقى يك ملت به وسيلۀ نفوذ در ارادۀ آنها بهره گرفته شود. [٢].
در ژانويه ١٩٤٠ م.اصطلاح جنگ روانى براى اولين بار وارد ادبيات امريكا شد و بعد از يك سال،كميتۀ روحيه ملى،كتابى با همين عنوان منتشر كرد. [٣].
[١] .
[٢] .
[٣] .